جامعه ای باز

تلاش برای ایجاد جامه کارآمد وخلاق
 
اندازه گیری زمان های واکنش
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸ : توسط : محمدعلی سجادی

 

اندازه گیری زمان های واکنش

(زمان سنج واکنش)

Reaction timer

خلاصه

زمان واکنش،«یازمانی راکه فردصرف می نماید تابطورارادی وبایک حرکت معین درمقابل یک تحریک کم وبیش پیچیده واکنش نشان بدهد،» اندازه بسیارمهمی است که برای مطالعه تعدادازجریانات حسی یاذهنی مورداستفاده قرارگرفته است . وازاین آزمایش می توان در راستای جذب کارگران در،مشاغل بسیارمهم وحساس که نیازمند به واکنش سریع می باشدمثل مشاغل خلبانی، رانندگی، کارخانه های صنعتی و... مورداستفاده قراداد.

مقدمه

درسال 1789یکی ازدستیاران رصدخانه سلطنتی انگلیس ، کینه بروگ ، به دلیل اینکه در،ردیابی عبوریک جرم سماوی ازجلو عدسی تلسکوپ مرتکب یک ثانیه خطامی شد به وسیله مسؤل رسدخانه ،مسکین ،اخراج گردید. بِسِل ستاره شناسی آلمانی درسال 1816 پس ازخواندن داستان فوق به این اندیشه افتادکه، تفاوت بین دو زمان واکنش مربوط به عبوراجرام سماوی ازجلوعدسی تلسکوپ  احتمالاَ به خاطر عدم شایستگی دستیار اخراج شده نبوده است . به نظربسل این احتمال وجود داشت که زمان واکنش درافراد اندکی متفاوت باشد.

بسل وعده دیگری ازستاره شناسان به مدت ده سال زمان های واکنش ثبت شده خودرابایکدیگرمقایسه نمودند. تفاوت نظام داری مشاهده شد. درزمان واکنش گزارش شده توسط  برخی ازستاره شناسان تایک ثانیه تفاوت دیده شد.زمان واکنش گزارش شده توسط برخی ازستاره شناسان همواره کوتاهتربود. بسل همچنین متوجه شدکه تخمینهای افراد درزمان های مختلف تغیرمی کند . بسل پس ازبرسی های خود به این نتیجه رسید که درفعالیت های اد راکی همیشه یک« معادله شخصی»(personalequation ) وجود دارد. این اصطلاح تاکید براین داردکه مردم ازنظرزمان واکنش متفاوت هستند ولذا هرکدام معادله ای شخصی برای گذشت زمان دارند.نتایج مقایسه های بسل نشان داد که ستاره شناسان ازنظرزمان واکنش بایکدیگرتفاوت داشتند وهریک ازآنها ازنظرمعادله شخصی خود برای تخمین زمان عبوراجسام سماوی ازجلوعدسی تلسکوپ استفاده می کردند.

     این معادله به عنوان موضوعی مربوط به ستاره شناسی باقی ماند تاآنکه دُندرس donders فیزیولوژیست آلمانی اززمان واکنش برای سنجش زمان لازم برای فعالیت های مختلف ذهنی استفاده نمود. دندرس سه نوع تکلیف مربوط به زمان واکنش راتوسعه دادندکه به نام وی « واکنش های A B Cدندرس » شناخته می شود. درواکنش Aکه غالباً « واکنش ساده» simple reaction))نامیده می شود، یک محرک ساده مثلاًیک نور، به آزمودنی ارایه می شود و وی سریعاًبافشاردادن دکمه ای پاسخ مناسب را ارایه می کند. فاصله زمانی بین ارایه محرک وارایه پاسخ رازمان واکنش می نامند. دراین نوع واکنش تنها یک محرک ویک پاسخ وجود دارد.

    درواکنش Bکه به عنوان « زمان واکنش انتخابی» (choice reaction time( شناخته می شود، بیش ازیک محرک وبیش ازیک پاسخ وجوددارد. هرمحرکی پاسخ ویژه خودراداراست. وقتی که باماشین خودبه چهارراه نزدیک می شویدباواکنش حالت B(حالت انتخابی) مواجه می شوید. اگرچراغ راهنمایی سبزباشد، شما، روی پدال گازفشارمی دهید واگرچراغ قرمزباشدشما پای خودراازروی پدال گازبرداشته ، پدال ترمزرا فشارمی دهید. چه اعمال شناختی برای یک واکنش انخابی لازم است ؟ ابتدا باید رنگ چراغ( سبز،ززد، قرمز) راشناسایی کنید،سپس پدالی که باید روی آن فشارآوریدانتخاب نمایید. بنابراین ، یک واکنش انخابی شامل اعمال خط پایه که درزمان واکنش ساده رخ می دهند ونیز اعمال شناختی شناسایی محرک وانتخاب پاسخ است.

  به منظورتخمین زمان لازم برای شناسایی وانتخاب ، به نوع سومی ازواکنش نیازاست . واکنش c دندرس . دراین واکنش مانند واکنش Bبیش ازیک محرک وجود دارد اما تنها یک محرک به یک پاسخ مربوط است . تصورکنید که شما وچند نفر دیگر به مصاحبه استخدامی دعوت شده شده اید. هنگام ورود به اداره مربوط به شما شماره های داده می شود وازشما خواسته می شود که روی صندلی دراتاق انتظار منتظرنوبت خودباشید. این می تواند یک مثال برای موقعیت Cباشد. تازمانی که شماره شماخوانده نشده است ، نباید پاسخ بدهید.»(شمس اسفندآباد:118،1382)

هدف ازاجرای آزمایش

آن طورکه بیان شد، زمان واکنش افراددرجذب وسازمان دهی افراد درمشاغل وحرف ، امری حیاتی تلقی می گردد. به نحوی که واکنش کند افرادر درآن دسته ازمشاغلی که لازمه آن واکنش سریع وفوری  ازسوی افراداست ،چه بساموجب ضایعه جبران ناپذیری گردد. اندازه گیری زمان های واکنش افراد، اندازه بسیارمهمی برای کاهش خطرات احتمالی است.

     زمان واکنش افراد به عواملی زیروابسته است:

1) مدت زمانی طول می کشدکه محرک خارجی روی عضوحسی اثربگذارد.

2) مدت زمانی که اثرتحریک ازعضوی حسی (چشم ،دست وپاو...) به مغزمنتقل شود.

3) مدت زمانی صرف می شودکه مغز پیام های رسیده ازطریق اعصاب را، تجزیه وتحلیل (پردازش) نموده ودستورات لازم وضروری راصادرنماید.

4) مدت زمان طول می کشدکه این فرمان مغز، به عضوی عمل کنده فرمان برسد.

5) مدت زمان که عضوعمل کننده شروع به عمل (واکنش ) نماید.(خدادادی:1388)

     سه نوع واکنش تشخیص داده شده است :

الف) زمان واکنش ساده  که درآن ، به یک محرک واحدبایک واکنش واحدپاسخ داده می شود.

ب) زمان واکنش انتخابی که درآن ،   به محرک های مختلف پاسخهای مختلف داده می شود.

ج) واکنش تشخیصی که درآن آزمودنی فقط به یک محرک پاسخ می دهد وبه محرک های دیگری که متفاوت ازآن یا مشابه آن هستندپاسخ نمی دهد. (پل فرس:1383)

شیوه اجرای آزمایش

اندازه گیری زمان واکنش ، مستلزم استفاده ازابزاری است به اسم کرونوسکوپ که می تواندزمان واکنش رابادقت100 /1 ثانیه نشان دهد. این دستگاه جوری ساخته شده است که وقتی آزماینده محرک رابه کارمی اندازد، کرونوسکوپ شروع به حرکت می کند وباواکنش آزمودنی متوقف می گردد.(همان مدرک)

      این دستگاه شامل یک جعبه بزرگ است که زمان های واکنش رابادقت1 0/0ثانیه نشان می دهد. وپنج عدد دکمه وجوددارد (تذکر اینکه: تعداد دکمه ها ی راکه روی خود دستگاه تعبیه می کند،ونیز وسیله که دراختیازآزمودنی قراداده می شود به لحاظ سلیقه های سازندگان این گونه دستگاه، درجهت کم وکیف فرق می کند ، اما جنبه اشتراکی و وجهه مشترکی همه آنها دراین است که می شود باهمه آنها ، این سه نوع واکنش را اندازه گیری کرد.)  که به محرکها اختصاص دارند.(دومحرک صوتی:زیر وبم ،سه محرک نوری: قرمز،سبز وسفید)محرک های نوری درقسمت عقب جعبه دستگاه ودرجلوروی آزمودنی ظاهرمی شود. آزمودنی دودکمه پاسخ که روی جعبه کوچک واقع شده است .(یابه دربعضی دستگاه ها به صورت دوتاوسیله قلم مانندی دردست آزمودنی قرارمی گیردکه درقسمت فوقانی آن دکمه وجوددارد)آزماینده بدون اینکه چشم های خودرا ازکرونوسکوپ بردارد، می تواند تشخیص دهد که آزمودنی به محرک  ارایه شده  بادست موردنظر پاسخ داده است یاخیر. به هنگام اندازه گیری واکنش ساده ازسوی آزماینده ، آزمودنی صرفاً بایک ازدکمه ها، یابایک شصت پاسخ می دهد.(گنجی:25،1386)

          باتوجه به وجود سه نوع واکنش، ما ازآزمودنی های، ماهرسه نوع زمان واکنش آنهارا اندازه گیری نمودیم که نتایج زیرکه درجدول نمایش داده می شود ، بدست آمد:

جدول ثبت زمان واکنش ساده

(زمان به هزارم ثانیه)

آزمودنیها

آزمودنی(1)

آزمودنی(2)

آزمودنی(3)

آزمودنی(4)

آزمودنی(5)

آزمودنی(6)

آزمودنی(7)

میانگین صوت

172

 

150

165

150

150

185

165

میانگین رنگ

175

 

165

175

160

160

180

170

جدول ثبت زمان واکنش انتخابی

(زمان به هزارم ثانیه)

آزمودنیها

آزمودنی(1)

آزمودنی(2)

آزمودنی(3)

آزمودنی(4)

آزمودنی(5)

آزمودنی(6)

آزمودنی(7)

تعدادخطا

3

3

4

3

14

5

5

میانگین

350

350

400

420

370

310

300

جدول ثبت زمان واکنش تشخیصی

(زمان به هزارم ثانیه)

آزمودنیها

آزمودنی(1)

آزمودنی(2)

آزمودنی(3)

آزمودنی(4)

آزمودنی(5)

آزمودنی(6)

آزمودنی(7)

تعدادخطا

8

4

4

5

10

6

5

میانگین

260

280

230

360

400

270

250

فهرست منابع:

1)  شمس اسفندآباد، حسن(1382) روان شناسی تجربی،چاپ اول،تهران : انتشارات سمت.

2)  خدادادی،(1388)جزوه درسی ،موسسه علوم انسانی،بهار1388.

3)  فرس،(1383)راهنمای عملی روان شناسی تجربی،مترجم ،حمزه گنجی، چاپ نهم،مشهد: انتشارات استان قدس رضوی.

4)  گنجی،حمزه( 1386)راهنمای عملی روان شناسی تجربی، چاپ یازدهم، تهران:نشرساوالان.

 

 

 


 
یادگیری وانتقال دوجانبه
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸ : توسط : محمدعلی سجادی

آزمایش

یادگیری وانتقال دوجانبه

(ترسیم درآینه)

Bilateral transfer

 

مقدمه

آزمایش تصویردرآینه رابه این دلیل یادگیری وانتقال دوجانبه (bilateral transfer) خوانده اندکه یادگیری قبلی موجب تسهیل دریادگیری بعدی افرادمی گردند. به این معنا که تجربیات وآگاهی های قبلی فردموردآزمایش، دریک عضوی ، موجب سهولت یادگیری درعضوقرینه آن می گردد. مثلاً اگرماچکش زدن رابادست راست مان به مدتی تجربه نموده ویادگرفته باشیم ، این یادگیری دراین عضو(دست راست ) موجب می گرددکه مابه سهولت تجربیات آن عضورابه قرینه او(دست چپ)انتقال بدهیم .

      «وقتی که مابایک دست بتوانیم مهارت ترسیم درآینه رابدست بیاوریم ، این توانایی ومهارت در دست دیگرکه قرینه اوست ، نیزمنتقل می شود. وتعدادخطا درآن دست کمترازوقتی است که بادست دیگر‍]دست راست]شروع به کسب مهارت نمودیم.»(خدادادی)

      « یادگیری وقتی دوجانبه خوانده می شودکه یادگیری یک کار بایک عضو،یادگیری همان کارباعضوقرینه راتسهیل نماید. انتقال دوجانبه ثابت می کندکه یادگیری که یادگیری درسطح اندام های پاسخ دهنده انجام نمی گیرد بلکه درسطح اتصالهایی که بین اطلاعات حسی وفرمان های حرکتی مراکزعصبی برقرارمی گردد به وجودمی آید».(پل فرس،مترجم گنجی،1383)

هدف ازاجرای آزمایش

هدف ازاجرای این آزمایش استحصال این واقعیت است که یادگیری ما، صرفاًدرسطح اندام های پاسخ دهنده(مثلاًانگشتان) صورت نمی گیرد.(گنجی:145،1386)

  یادگیری ومهارت ها، فرایندی است که به دنبال تعامل عضوی فزیکی باسلسله سیستم های عصبی ، درسطح اندام بدنی ما،ظاهرمی شود.وازآنجاکه یادگیری قبلی ما، موجب سهولت دریادگیری بعدی می گرددکلمه «انتقال» رامناسب این آزمایش درنظر گرفته اند. وازسوی دیگر،دراعضای که دارای قرینه است ،( مثل دست ،پا،چشم و... ) یادگیری وایجادمهارت دریک عضوازقرینه ،موجب سهولت یادگیری درقرینه ای دیگری اومی گردد، به این نوع یادگیری اسم «انتقال دوجانبه » رابرگزیده است .

نحوه اجرای آزمایش

این آزمایش را درشیوه های مختلف وباوسیله های کوناگونی می توان انجام داد. دروش ساده آن : «یکی ازچهاربرگ حاوی ستاره رادرجلو آیینه می گذارند. آن راباچسب یاپونز طوری  تثبیت می کندکه ، که به هنگام اجرای آزمایش، تکان نخورد. کارآزمودنی این است که بین دوخط ستاره ستاره دیگری رسم کند. اوباید مسیررا به  طوری متوالی طی کند. هرنوع تماس بادیواره های ستاره یابیرون آمدن ازآن ، یک خطا به حساب خواهدآمد.به آزمودنی توصیه می شودکه باید مسیر راهرچه دقیق تروهرچه سریعترطی کند.»(گنجی:146،1386)

    همین آزمایش رامی توان باوسیله پیشرفته نیزانجام دادکه درآن، به جای یک قلم ساده ومعمولی،  یک قلم الکتریکی تعبیه شده است وآزمودنی می بایست قلم فوق ازداخل شیارهای آهنی ستاره دار عبوردهند ، در صورتی که قلم ازوسط شیارها خارج شود وبه کناره هاتماس بگیرد باصدای مخصوص خطای اورا ، اعلام می کند. « آزمودنی بادستی که مهارت ندارد(معمولاًدست چپ)ازنقطه حرکت شروع می کند واگربادست چپ کارکند، درجهت عکس عقربه های ساعت ، یک ستاره ترسیم می نماید.آزماینده کل زمان صرف شده را اندازه می گیرد.

     آنگاه آزمودنی بادستی که مهارت دارند(معمولاًدست راست ) بازهم ازنطقه حرکت شروع می کندودرجهت حرکت عقربه های ساعت  ده تمرین انجام می دهد. آزماینده هربارزمان صرف شده را اندازه می گیرد، امابرای آن که عملکرد زمان رانسبت به عملکرد خطاها به حد اکثرنرساند، زمان های اندازه گیری شده رادراختیارآزمودنی نمی گذارد.»(پل فرس:234،1383)

نتایج آزمایش

آزمایش ترسیم درآیینه (یادگیری وانتقال دوجانبه ) را،مادرآزمایشگاه روان شناسی موسسه علوم انسانی ، به وسیله یکی ازهمکلاسی خودکه تبحر خاص درتجسم فضای داشت انجام دادیم . وآقای دکترخدادادی مقررنمودند که نتایج آزمایش گرفته ازایشان به عنوان معیار درتحقیقات کلاسی خود بیاورید. ومانیزهمین نتیجه را درتحقیق خودآوردم .

    و براساس آزمایش انجام شده از آزمودنی فوق، وباشش بارتمرین که  ازایشان به عمل آمد،  این نایج بدست آمد که ما،آن رادرجدول نشان داده ایم .

نتایج آزمایش ترسیم درآیینه

6

5

4

3

2

1

تمرین ها

0

3

23

14

33

34

تعدادخطاها

جدول ثبت

 

 

فهرست منابع :

1)    پل فرس،(1383)راهنمای عملی روان شناسی تجربی،مترجم، حمزه گنجی، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی.

2)    خدادادی،(1388)جزوه درسی ،موسسه علوم انسانی ،بهار1388.

3)    گنجی،حمزه،(1386)راهنمای عملی روان شناسی تجربی،چاپ یازدهم ،تهران :نشرساوالان.

 


 
روشهای مشاهده
ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸ : توسط : محمدعلی سجادی

روشهای مشاهده

Observation  of   Method

 

مقدمه

                    هدف ماازاین گزارش برسی این مقولات می باشد  : تعریف   مشاهده،وتعیین هدف درمشاهده ،چگونگی ثبت مشاهدات ورش های آن ،انواع مشاهدات ،تاکیدوتحریص دین درمشاهده کردن وعبرت آموختن ازآنچه که موردمشاهده قرارداده است

           تعریف مشاهده: دریافت ودرک هدفمندمحیط (اطراف یاموضوع) ازطریق اندام     های حسی (چشم ،گوش و...) وثبت این دریافت ها (خدادادی:1388).

ازآن سوی که همه ای انسان هادایماً رفتارهای ازخودبروز وظهورمی دهند؛ تعدادی رفتارهای که هرفرددرطی روز ازخودظاهرمی سازدخیره کننده است . وآنچه که مهمتراست این است که رفتارهای ماانسان ها- برخلاف نیات ما-قابل رویت هستند ومی توانند موردمشاهده ای خودماویادیگران قرارگیرند. درعلم مشاهده یکی ازابزارهای مهم مطالعه کردن است . مشاهده ،نگاهی است  دقیق است بدون تفسیروبرداشت ازسوی مشاهده گر. مشاهده صرفاً به اطلاعات بصری محدودنمی شود،بلکه شامل حواس های دیگرهم می شود.

.مشاهده درمتون دینی

             درمتون دینی ما نیزازمشاهده (نگاه هدفدارودقیق) به کرات نام برده شده است.درقرآن کریم مواردی فراوانی است که خداوند بندگان شان راتشویق وترغیب می کنندکه به اطراف واکناف شان، به آسمان وزمین و به موجودات ومخلوقات خداوند وبه گذشتگان و...نگاه ومشاهده نمایند . اما اینکه خداوندازمشاهده بندگان شان چه هدف داردوچرا ازآنهامی خواهد که مشاهده نمایند وآیااین هدف،هدف دنیوی است یااخروی ؟ دراین مجال ومقال فرصت برای تعقیب این مباحث نیست ؛ ومادراین جاه ، برخی ازآیات را که خداوندازبندگان دعوت به مشاهده می کنند؛ فقط به عنوان شاهدمثال برای بحث خودمی آوریم .

(1)   أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلى‏ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خاوِیَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ

شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَیَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ .      (  البقرة : 259 ) 

یا به مانند آن کس (عزیر) که به دهکده‏اى گذر کرد که خراب و ویران شده بود، گفت: (به حیرتم که) خدا چگونه باز این مردگان را زنده خواهد کرد! پس خداوند او را صد سال میراند سپس زنده کرد و برانگیخت و بدو فرمود که چند مدّت درنگ نمودى؟ جواب داد: یک روز یا پاره‏اى از یک روز درنگ نمودم، خداوند فرمود (نه چنین است) بلکه صد سال است که به خواب مرگ افتاده‏اى، نظر در طعام و شراب خود بنما که هنوز تغییر ننموده، و الاغ خود را بنگر (که اکنون زنده‏اش کنیم تا احوال بر تو معلوم شود) و تا تو را حجت و نشانه‏اى براى خلق قرار دهیم (که امر بعثت را انکار نکنند) و بنگر در استخوانهاى آن که چگونه درهمش پیوسته و گوشت بر آن پوشانیم. چون این کار بر او روشن گردید، گفت: به یقین مى‏دانم که خدا بر هر چیز قادر است.

 (2  )   انْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَکْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَکْبَرُ تَفْضیلاً .( الإسراء : 21  )

بنگر تا ما چگونه (در دنیا) بعضى مردم را بر بعضى فضیلت و برترى بخشیدیم (تا بدانى که) البته مراتب آخرت بسیار بیش از درجات دنیاست و برترى خلایق بر یکدیگر به مراتب افزون از حد تصور است.

  (3)   انْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلاً.  ( الإسراء : 48 ) 

بنگر تا چه نسبتها به تو مى‏دهند! پس گمراه شدند و هیچ راه خلاصى نمى‏یابند.

  (4  ) و  مَا الْمَسیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى یُؤْفَکُونَ.   (    المائدة : 75   )

مسیح پسر مریم پیغمبرى بیش نبود که پیش از او پیغمبرانى آمده‏اند و مادرش هم زنى راستگو و با ایمان بود و هر دو (به حکم بشریت) غذا تناول مى‏کردند. بنگر چگونه ما آیات خود را روشن بیان مى‏کنیم، آن گاه بنگر که آنان چگونه از حق برگردانیده مى‏شوند؟

 (5 )   انْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطیعُونَ سَبیلا.  ( الفرقان : 9 )

بنگر تا چه داستان و مثلها براى تو زدند؟ پس چنان گمراه شدند که دیگر هیچ راه رشد و هدایتى نتوانند یافت.

 (6)   هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا یَشْعُرُون .َ   (الزخرف : 66 ) 

آیا به جز ساعت قیامت را انتظار مى‏کشند که ناگاه بر آنها فرا مى‏رسد و آنها غافل (از خدا) و بى‏خبر (از روز قیامت) اند؟

  (7)  عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ  ( المطففین : 35   )

در حالى که بر تختها (ى عزت تکیه زده و دوزخیان را) مشاهده مى‏کنند.

(8  )  أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ . ( الغاشیة : 17 )

آیا مردم در خلقت شتر نمى‏نگرند که چگونه (به انواع حکمت و منفعت براى بشر) خلق شده است؟

(9)  وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا لَوْ لا نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فیهَا الْقِتالُ رَأَیْتَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‏ لَهُمْ.   ( محمد : 20 ) 

و مؤمنان مى‏گویند: چه شده که سوره‏اى (در حکم جهاد کفّار) نازل نشد؟ در صورتى که چون سوره‏اى محکم و صریح آید و در آن ذکر جنگ شود آنان را که دلهاشان مریض (نفاق) است بنگرى که مانند کسى که از ترس، حال بى هوشى بر او دست مى‏دهد در تو نگاه مى‏کنند، آرى مرگ و هلاک بر آنها سزاوارتر است.

(10 )  فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ .  ( الذاریات : 44 ) 

آنها هم از فرمان خداى خود سرکشیدند پس آنها را صاعقه آتش درگرفت در حالى که (هلاک خویش را) به چشم مشاهده مى‏کردند.

تعیین هدف درمشاهده

       اولین گام درفرایند مشاهده ،این است که هدف ازمشاهده رامشخص کنیم ،زیرا اهداف مشاهده برحسب جهت گیری مشاهده گرمتفاوت است . یک کشاورز ازمشاهده محصولاتِ باغاتش یک هدفی دارد،یک طبیب ازمشاهده بیماران شان هدف دیگر،یک دانشمندازمشاهده ای یک تکه ازشهات سنگ هدف خاص خودش رادارد.

  مشاهده گرقبل ازاقدام به مشاهده خود وقبل ازثبت نتایج آن مشاهدات ؛ بایست از هدف ویااهداف اصلی که برای این کارتعیین نموده است اطلاع کامل داشته باشد. به عبارت دیگر،برای مشاهده گرضروری است که بطورعملیاتی منظورخودرا ازرویدادها،موضوعات ویارفتارهای موردمطالعه تعریف نماید.

 

یادداشت برداری ازمشاهدات

انجام مشاهده بدون نگهداری وثبت موردمشاهده کاری بیهوده است . زیرا، برای هیچ انسانی عادی امکان پذیرنیست که اطلاعات حاصل ازجریان مشاهده راطی زمان طولانی ،درذهن خود نگهداری کند ودرمواقع لزوم آن رابه خاطرآورد. حافظه ماغیرقابل اعتماداست صرف انتخاب یکی ازانواع نگهداری نتایج برای درنظرگرفتن آنچه طی فرایند مشاهده روی می دهد،کلیه مشکلات ماراحل نمی کند.(کارول آ:1381، 84)

انواع یادداشت برداری ها

درثبت اطلاعاتی که ازراه مشاهده بدست می آید،می توان ازشیوهای مختلف ومتعددی که برای ثبت مشاهدات وجوددارد ،استفاده کرد. شیوه های اصلی ثبت مشاهدات توسط مشاهده گران عبارتنداز:

1)واقعه نگاریanecdotal records) )

2)نگاره های مشارکت.participation charts)  )

3)سیاهه های برسی.checklists) )

4)مقیاس های درجه بندی.(rating  scales)

5)شیوه های نمایش رفتاربه وسیله خط نشان ونمودار.(کارول.آ. 1381 ،77)

 شرح وتوضیح راجع به این شیوه ها خارج ازمقال است ،وماوارداین فضایی نخاهیم شد ؛ اماذکراین نکته نیزخالی ازفایده نخواهد بود که تصمیم گیری دراین باره که درثبت مشاهدات خودازچه روش بایدبهره گرفت بسته به موضوع موردمشاهده (داده های مشاهده ای )وهدف های است که مانسبت به این مشاهده برای خوددرنظرگرفته ایم .بنابراین چنانچه ماازشیوه ای ثبتِ استفاده کنیم که باهدف مشاهده متناسب نباشد،آن شیوه هرچقدرهم که عینی وقابل استفاده باشد ، به صورت نادرست انتخاب شده است .(کارول.آ: 1381،78)                                                             

انواع مشاهده

·    مشاهده مستقیم : دراین قسم مشاهده ،مشاهدگرپدیده طبیعی را،مستقیماًوبدون ایجاد مزاحمت موردمطالعه قرارمی دهد.

·    مشاهده فعال :دراین قسم ازمشاهده ،مشاهده کننده خودبخش ازموضوع به حساب می آید؛ مثلا خودآزمایش کننده مری مهدکودکِ است که می خواهد روی پرخاشگری کودکان آزمایشات را انجام دهد.

·    مشاهده غیرفعال : دراین نوع ازمشاهده ، مشاهده کننده خودهیچ نقشی فعال درموضوع موردمشاهده ، ندارد وصرفاً ناظر اتفاقاتی است که اتفاق می افتد.

·    مشاهده کنترل شده : دراین قسم ازمشاهده ،مشاهده کننده بعضی ازعوامل را، عمداًمی خواهد کنترل نماید؛ مثلاً مشاهده کننده برای اینکه بازی کودکان رامشاهده کند، به همکاران شان تذکرمی دهد که تلفن نباید زنگ بزند ،وکسی نباید وارداتاق شودو...»

        (خدادادی :1388)

 

 

منابع:

1)    کارل .آ. وهمکاران ،(1382).پرورش مهارتهای مشاهده،ترجمه ،ولی الله نعمتی .تهران: انتشارات رشد.

2)    خدادادی،(1388)جزوه درسی ، موسسه علوم انسانی ،بهار1388.

 

 

 


 
حفظه وکارکردآن
ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸ : توسط : محمدعلی سجادی

حافظه وکارکردآن

مقدمه

بدون تردید ماآدمیان هرآنچه داریم وهرکه هستیم ، به برکت ولطف حافظه است. تفکرات ،تصورات وتصدیقات ، و درکل نظام باورها واتقادات ما ، حاصل کارحافظه است .یکپارچگی نظام شخصیتی ما مرهون عملکرد حافظه مااست ؛ چنانچه نیروی جاذبه عامل یکپارچگی وحدت فزیکی ماست ؛ چنانچه اگرذرات تشکیل دهنده ای بدن ما بانیروی جاذبه ماده به هم نچسپیده بود بدن ما ازهم می پاشید.ونیزاگر نیروی پیوند دهنده ووحدت بخش حافظه نمی بود شخصیت وهست حقیقی وهشیاری مان به تعداد لحظه های زندگی مان تجزیه وتقطیع می شد. واین حافظه است که به ما نوعی احساس تداوم ودرک ازخویشتن به ازمغان می آورد.ودریک کلام، هسته اصلی وبیت الغزل  معنای انسان درحافظه انسان نهفته است .

      وبه جهت همین اهمیت حافظه درانسان است که ، متفکران راجع به ماهیت حافظه وکم وکیف  آن وراه های تقویت آن درطول قرون های متمادی به درازای عمرخود انسان ها دراین کره خاکی، بحث وتبادل نظرکرده اند. گرچند تحقیقاتی که راجع به حافظه وچگونگی عملکرد آن انجام شده است ؛ بجز این چند قرن اخیر، عمق وژرفای نداشتند وبه نحوی می شود گفت که فاقدمعیارهای علمی امزوزبودند ، وصرفاً این یک ودوقرن اخیراست که ، اندیشمندان  مطالعه مغزوحافظه وچگونگی کارکرد آن را  ازطریق روشها ومتدعلمی وتجربی پی گیری کردند ، که حقیقتاً به نتایج نسبتاً خوبی دسترسی پیداکردند.

       بهرتقدیرآنچه که ما ،‌ دراین تحقیق خود می خواهم به آن بپردازیم، بخش بسیارکوچکی ازتحقیقاتی است که بزرکان واندیشمندان  راجع به حافظه وعملکردآن انجام داده اند.

حافظه واقسام آن

               دریک تقسیم بندی کلی ،سه تقسیم رابرای حافظه درنظرگرفته است :

1)حافظه حسیsensory memory (ثبت حسی)ماهمواره درمعرض محرک های محیطی (مثل نور، صدا ،حرارت،بو و....)قرارداریم که این محرک ها همواره برگرنده های حسی ما اثرمی گذارند.گرنده ها اجزای نظام حسی مربوط به دیدن ،شنیدن ، چشیدن ،بوییدن ولمس کردن هستند. نظام کلی گیرنده ها راثبت حسی می نامند. الگوی فعالیت عصبی که به هنگام رسیدن محرک به گیرنده ها تشکیل می شوند، پس ازقطع تاثیرمحرک، برای مدت بسیارکوتاهی (1-3ثانیه) حفظ می شوند امادرهمین فاصله کوتاه مافرصت انتخاب اطلاعات رابرای انتقال به حافظه کوتاه مدت داریم.

    برای اینکه مطلب خوب هضم شود،  با انگشت به بازوی خودضربه می زنیم واحساس آنی آن راتجربه می نمایم . بعد ضربه زدن را متوقف می کنیم  می بینیم که این احساس به سرعت ازبین می رود.  دراین آزمایش ، درون داد حسی ، پس ازحذف ،تنها مدت بسیارکوتاهی باقی می ماند. بنابراین اطلاعات واردشده به ثبت حسی(حافظه حسی) تنها برای مدتی بسیارکوتاهی (حداکثر3ثانیه ) دست نخورده حفظ می شوند.(سیف:186،1387)

      درثبت حسی نسخه دقیقی ازاطلاعات حسی ذخیره می شود.همزمان اطلاعات بسیارزیادی حس می شوندوهمه آنها درمخزن حسی ثبت می گردند. مادرهرلحظه اطلاعاتی بسیارفراتر ازآنچه بتوانیم به یاد بیاوریم دریافت می کنیم . ودرعین حال صرفاً آن اطلاعاتی که موردتوجه  ماواقع می شود حفظ می شوند وبه حافظه کوتامدت ماواردمی شوند.

2)حافظه کوتاه مدت یاحافظه فعالshort term memory  درحافظه حسی گفته شد که آن اطلاعاتی که موردتوجه واقع می شوند شانس ورود به حافظه کوتاه مدت راپیدامی کند.وبقیه اطلاعات ازاین حافظه حذف می شوند. اطلاعات درحافظه کوتاه مدت عمدتاًبه شکل صوتی ویاشنیداری رمزگردانی می شود، گرچند این حافظه ازرمزهای دیگری نیزبهره برداری می کند. واین یکی ازموارد افتراق حافظه کوتاه مدت باحافظه حسی است ؛ درحافظه حسی اطلاعات دقیقاً مطابق بامحرک های حسی ذخیره می شود ، درحالیکه اطلاعات درحافظه کوتاه مدت به صورت رمزدرمی آید(رمزگردانی می شود)

        اطلاعات واردشده به حافظه کوتاه مدت برای حد اکثر30 ثانیه باقی می مانند وپس ازآن فراموش می شوند. اگرخواسته باشیم اطلاعات موجود دراین حافظه رابرای مدت زمانی بیشتری نگه داریم باید از استراتژی مرورذهنی rehearsalکمک بگیریم .وتازمانی که اطلاعات تکرار ویامرورمی شوند درحافظه کوتاه مدت باقی می مانند. تکرارویامروربرای اطلاعاتی مفید است که صرفاً می خواهیم آنهارامورداستفاده قراردهیم وبعد فراموششان نمایم .برای مطالب واطلاعات که قصد یادگیری آنهاراداریم ، علاوه برتکرارومرورذهنی ، لازم است آنها را بامطالبی که قبلاً آموخته ودرحافظه ودرحافظه درازمدت ذخیره کرده ایم ، نیزتداعی نمایم (سیف:188،1387)

     حافظه کوتاه مدت راحافظه هوشیارآدمی نیزنامید ه اند، زیرا ماازتمام محتوای آن آگاهی داریم وهمه محتویات آن حافظه مورد اطلاع ماست ، وهریک از واحدهای اطلاعاتی  موجود دراین حافظه را می توانیم به سادگی به یاد آوریم  وبراساس پاسخ بدهیم .(همان مدرک)

        حافظه کوتاه برای فکرکردن بسیارمهم است ، زیرا انسان درهنگام فکردن روی یک موضوعی کلمات را  ازحافظه بلند مدت به حافظه کوتاه مدت می آورد وسپس درباره آن فکرمی کند.(خدادادی :1388) 

         حافظه کوتاه مدت را، حافظه کاربردی working memory وهمچنین حافظه فعالactive memory نیزنامگذاری کرده اند(خدادادی) زیرا این حافظه بااطلاعاتی که درذهن به طورفعال وجود دارند ودرحال فعالیت برای انتقال به حافظه درازمدت هستند سروکاردارد. اصطلاح حافظه فعال براین نکته  تاکید می کندکه مهمترین جنبه  حافظه کوتاه مدت طول مدت آن نیست ، بلکه فعال بودن آن است. ومهمترین فایده این حافظه این است که به ما این امکان رامی دهند تا اطلاعات را برای مدتی که نیازداریم درذهن نگاه داریم. وبه همین دلیل ، طول مدت نگهداری مطالب درحافظه کوتاه مدت بسیارکوتاه است .که این مدت برای رفع نیازهای آنی وفوری انسان کفایت می کند.(سیف:189،1387)

       پژوهشگران یادگیری گنجایش این حافظه را برای بزگسالان 2+7 ویا2-7  ماده اطلاعاتی برآوردکرده اند. به این معناکه  بعضی ازافرادمی توانددریک زمان 2+7 یعنی 9 ماده اطلاعاتی رادرحافظه کوتاه مدت خودنگهداری نمایند، درحالیکه بعضی دیگرقادرند تنها 2-7  یعنی 5 ماده اطلاعاتی ر ا در حافظه کوتاه مدت خود نگهدارند.(همان مدرک)

بهبودحافظه کوتاه مدت

1)   تقطیع.تقطعchunking عبارت است ازدسته بندی اطلاعات به واحد ها یاقطعه های کمتر.(سیف) گرچند گنجایش حافظه کوتاه مدت محدود است ؛ اما به کمک فن تقطیع می توان ظرفیت  این حافظه را افزایش داد.«تقطیع اصولاًشکلی از رمزگردانی حافظه ای خصوصاًشکل پرداخت آن است .تقطع، کنترل پذیری زیاد اطلاعات را افزایش می دهند.»  ( سانتراک:425،1387)

 

              درتعین فراخنای حافظه ، وقتی فرصتی برای پیوند دادن مطالب فراهم باشد، عملکرد به میزان چمگیری تغیرپیدامی کند. برای نشان دادن این تغیر، فرض کنیدمجموعه حروف:  ا م ش د ن م ت د ا ر ا  به شما ارایه شود. وازآنجا که فراخنای حافظه موقت به تعداد این حروف نیست  احتمالاًنخواهید توانست تمام این زنجیره ای حروف راحفظ کنید.، زیراشامل 11 حرف است . اما همینکه متوجه شوید این حرف هما ن عبارت آشنای « ارادتمندشما» است که به ترتیب وارونه نوشته شده است ، تکلیف ارایه شد ه به مراتب آسان ترمی شود.  اما منبع آگاهی ما ازاملای درست کلمات مسلماًحافظه درازمدت است . بنا براین به کمک حافظه درازمدت مواد تازه رابه صورت واحدهای معنادارمجدداً رمزگردانی نموده وسپس این واحدهارا درحافظه فعال اندورش شده که نام این کارتقطیع است .(اتکینسون :291،1385)

2)   مرورreview یکی از راه دیگر بهبود حافظه کوتاه مدت است.اطلاعات اندوخته شده درحافظه کوتاه مدت ، بدون مرورنیم  دقیقه یاکمتردوام می یابد. ولی اگر روند مرورشان قطع نشود،برای همیشه قابل نگهداری می شوند. مرور غالباًکلامی وبه صورت نجوای درونی است ولی گاهی نیزبصری وفضایی وباچشم درون می باشد.(سانتراک:425،1387)

           مرور وقتی بیشرین تاثیر راداردکه بخواهیم فهرستی  از ارقام وماده هارابرای مدت کوتاهی به یادآوریم . وقتی مجبوریم اطلاعات را برای مدت طولانی تری به یادآرویم ، مثل وقتی که برای امتحان هفته بعد ،فردا یایک ساعت بعد شروع به درس خواندن کنیم ، معمولا از روش های دیگری سودمی جوییم که موثرترباشد. دلیلی اینکه مرورنمی تواند به حفظ طولانی کمک کنداین است که مرور اغلب تکرار طوطی وار اطلاعات بدون معنابخشیدن به آن است  که این روش برای حفظ طولانی کارایی ندارد.(همان مدرک)

3)   حافظه درازمدت  long term memory  این حافظه هرآنچه را که مادرطول زندگی فرامی گیریم درخودجای می دهد.(سیف) حافظه بلند مدت رامخزنی تصورکنیدکه همه چیز رادرخود نگه می دارد: نامها، تاریخها، مکانها، اینکه در دروره دبستان حسن برای شما چه کاری را انجام داد و...(راتوس)

برای اینکه اطلاعات ازحافظه کوتاه مدت یک مرحله فراتر رفته وبه حافظه دراز مدت انتقال پیداکند بایست این اطلاعات رمزگردانی شود.« منظورما از رمزگردانی تغیرشکل دادن یابه حالت انتزاعی درآوردن اطلاعات یعنی بازنمایی آنها به غیر ازصورت اولیه است»(سیف به نقل از لفرانسوا)

اقسام حافظه درازمدت

تذکر: مبنای این تقسیم بندی ، نحوه رمزگردانی اطلاعات است . وازآنجا که  ذخیره سازی اطلاعات درحافظه درازمدت به سه صورت عمده رمزگردانی می شود، لذا براین اساس حافظه درازمدت را نیزسه جورتقسیم نموده اند:

1)   حافظه رویدادی episodic memory  منظور ازحافظه رویدادی خاطرات ما ازتجارب شخصی مان است (سیف) این حافظه درمورد وقایعی که برای ما اتفاق می افتدویادرحضورما انجام می شود بکارگرفته می شود. واین حافظه راگاهی تحت عنوان حافظه زندگینامه شخصیautobiographical memory  نیزخوانده اند ؛ به این معنا که این حافظه این رویدادراکه، امروزصبحانه چه خورده ام ویاامروز استاد درکلاس چه گفت ، ضبط ونگهداری می کند(راتوس)  درحافظه رویدادی، تصاویرذهنی images نقش مهمی ایفا می کند. همچنین سرنخ ها یانشانه های مربوط به زمان ومکان به ماکمک می کنند تااطلاعات را ازاین بخش حافظه بازیابیم (سیف:191،1387)

2)   حافظه معنای semantic memory  درحافظه معنای چنانچه نام آن نیز راهنمای برای ماست ، معناذخیره می شود . به طورمثال هنگامی که جمله ویاکلمه را دریک کتاب می خوانیم ،معنای آن راحفظه می کنیم ، نه کلمات یاویژگی های دستوری وزبانی آن را(سیف) حافظه معنای به دانش عمومی ومعناها ومفاهیم مربوط می شود. شمامی توانید اسامی استان ها ی کشور رابه یاد بیاورید،بدون آنکه آنهارادیده باشیدیاشخصاًبه تعدادآنها اضافه کرده باشید.(راتوس) 

3)   حافظه روندی procedural memory  حافظه چگونگی انجام اموربه ویژه فعالیت های فزیکی یاجسمی مانند بازیهای ورزشی را حافظه روندی یاروشی می نامند(سیف) درحافظه روندی  دانش روندی procedural knowledge ذخیره می شود.دانش روندی دانش چگونه انجام دادن کارهاست ( درمقابل دانش بیانی که دانش چه چیزی بودن است )  وعملکردمربرط به مهارتهای جسمی وذهنی ماراهدایت می کند. مثل صحبت کردن به یک زبان ،دوچرخه سواری کردن ، شناکردن ، تایپ کردن و...(راتوس)  ویژگی مهم مهارت های که بادانش روندی مشخص می شود خودکارautomaticity آنهاست . منظورازخودکاری این است که تاچه اندازه مهارت موردنظر بدون کوشش هشیارانه واندیشیدن مرحله به مرحله صورت می پذیرد.(سیف:193،1387)

              

   امروزه روان شناسان به سه تمایزعمده  درزمینه ای حافظه قائلند:

1)     مراحل حافظه که به سه مرحله 1- رمزگردانی .2- اندوزش. 3- بازیابی تقسیم می شود.

2)     دخیره سازی که به ذخیره سازی بلند مدت وکوتاه مدت قابل تقسیم است .

3)   ذخیره سازی انواع اطلاعات  (مثلاً نظاماتی برای امورواقع ونظاماتی برای امورمهارت ها و...)( اتکینسون وهمکاران:285،1385)

مراحل حافظه

حافظه برای اینکه کاربکند باید اطلاعات رابگیرد،وبیندوزد یااطلاعات رابه نحوی بازنمایی وبرای منظورخاصی بازیابی کند.حافظه اگرچه خیلی پیچیده است ولی تقسیم کردن آن به این سه حیطه ،فهم آن راآسان ترمی کند.(سانتراک:،416،1387)

رمزگردانی

اطلاع درباره دنیای خارج ، به صورت محرک های شیمیایی یافزیکی به حواس می رسد. دراولی مرحله ازمراحل حافظه، تغیراطلاعات به گونه است که بتوانیم آن اطلاعات را درحافظه جای دهیم ؛ یعنی اطلاعات را رمزگردانیencoding نمایم . وقتی اطلاعات را رمز گذاری می کنیم، آنها را به چهارچوبهای روانی انتقال می دهیم تابتوانیم به ذهنی بازنمایی کنیم . برای این کار معمولاً از رمزهای دیداری، شنیداری ومعنای کمک  می گیریم . (راتوس:369،1386)

      وقتی درحال گوش دادن به صحبت های استادتان ،یافیلمی راتماشامی کنید ویادرحال صحبت کردن بادوستان تان هستید، مشغول رمزگردانی اطلاعات درحافظه تان می باشید. درتمام تجارب روزمره ، رمزگردانی ویادگیری وجوه اشتراک زیادی دارند(سانتراک:4181387)

ذخیره سازی اطلاعات

دومین فرایندحافظه «ذخیره سازی» اطلاعات است . ذخیره سازی به معنای نگهداری اطلاعات درطول زمان است . مثلاً اگر شما خواسته شود که فهرستی ازحروف راذخیره کنید وبعد آنهارابه یاد بیاورید، چگونه عمل خواهید کرد؟ چگونه آنهاراحفظ یاذخیره خواهیدکرد؟ به آن روشهای که به کمک آنها اطلاعات واردشده راخوب ذخیره کنیم ، به نحوی که موقع لازم وضروری بتوان ازآن استفاده نمود؛ ذخیره سازی می گوید.(راتوس:370،1386)

بازیابی

سومین فرایندحافظه، بازیابی است . بازیابی به معنای پیداکردن جای اطلاعات ذخیره شده درحافظه وبازگرداندن آنها به آگاهی است. درمورداطلاعات مشهور، مانند نامها ومشاغل وبرای همه ای اهداف خاص، بازیابی تقریباً بدون کوشش وخیلی سریع انجام می گیرد. اما وقتی که تلاش می کیم مقداری ازاطلاعاتی راکه خوب نفهمیده ایم ، به یاد بیاوریم،بازیابی بامشکل همراه می شود یابه شکست می انجامد.

علت فراموشی اطلاعات ازحافظه درازمدت

               روان شناسان براین عقیده است که اطلاعا ت واردشده درحافظه درازمدت برعکس حافظه حسی وکوتاه مدت هرگز ازبین نمی روند؛ که بافراهم شدن شرایط مناسب برای یازیابی می توان آن اطلاعات را  بازیافت نمود.  اماگاهی اوقات مانمی توانیم به اطلاعاتی که درحافظه خود ذخیره کرده بودیم دسترسی پیداکنیم . دلیل این مسئله چیست؟  صاحب نظران برای این مسئله چندین علت ذکرنموده است که مادراینجا به چندین علت اهم اشاره می کنیم :

1)   واپس زدن(سرکوب)repression  برخی ازروان شناسان که پیرو نظریه روان پویایی فرویدهستند عقیده دارند که ما انسان ها در بعضی مواقع به طورعمد برخی ازاطلاعات وخاطرات خودرا نمی خواهیم به یاد بیارویم وآنهارابه نحوی سرکوب می کنیم .«طبق نظرزیگموند فروید ، ما، برای فراموش کردن خاطرات دردناک وعقاید غیرقابل پذیرش ، برانگیخته می شویم ، زیراآنها باعث اضطراب ، گناه وخجالت می شوند. واپس زدن یاسرکوب دراثر اجتناب از رودررویی باخاطرات وهیجانهای دردناک برانگیخته می شود»(راتوس)   مفهوم واپس زدن خاطرات واطلاعات که درنظریه روان پویایی فروید شهرت یافته است به ناتوانی انسان دریادآوری رویدادهای ناخوشایند یا اموروابسته به آنها اشاره دارد. به این نوع فراموشی اغلب فراموشی هیجانی  می گوید. واپس زدن اطلاعات را می توان مشکل بازیابی محسوب کرد. (سیف:200،1387)

2)   تداخل interference  نظریه دیگری که به یاد نیامدن اطلاعات ذخیره شده درحافظه درازمدت  راتوجیه می کند ،به نام نظریه تداخل شهرت دارد. وبراساس این نظریه علت به یاد نیامدن اطلاعا ت ازحافظه در ازمدت ، این است که اطلاعات موجود درحافظه باهم دیگرتداخل پیدامی کند واین باعث می شود که ما نتوانیم اطلاعات را یازیابی نمایم .« تداخل یکی ازدلایل فراموشی است . نظریه تداخل می گویدمردم به دلیل قرارگرفتن اطلاعات دیگربرسری راه اطلاعاتی که می خواهندآنها را به یادآورند،دچارفراموشی می شوند»(سانتراک)

           ازمیان عواملی که می تواند بازیابی رامختل کند،مهمترین آنها تداخل است.(اتکینسون) دونوع تداخل وجود دارد:

1)   تداخل پیش گسترproactive inhibition  تداخل پیش گستر وقتی رخ می دهدکه مطالب قبلاًآموخته شد ه مانع به یادآمدن مطالب بعداًآموخته شده می شوند.( سانتراک) درتداخل پیش گستر یامنع قبلی، یادگیره های قبلی باتوانایی بازیابی مطالبی که تازه آموخته شده است ، تداخل می کند.(راتوس )

2)   تداخل پس گستر retroactive inhibition  این نوع تداخل زمانی رخ می دهدکه مطالبی که بعداً آموخته شده اند، مانع بازیابی مطالبی قیلاً آموخته شده می شوند(سانتراک) بعضی وقتها اطلاعات تازه یادگرفته شده  با اطلاعات قبلاً  آموخته شده تداخل می کند ومانع یادآوری اطلاعات قبلی می شوند(سیف)

3)  مشکلات بازیابی retrieval problems  مهمترین عاملی که روان شناسان برای به یادنیامدن اطلاعات ازحافظه دراز مدت ذکر کرده اند مشکلات بازیابی است . براساس این نظریه ، آنچه به  حافظه درازمدت سپرده می شود هرگز ازبین نمی رود، وعلت اینکه ما پاره ازمطالبی قبلاً آموخته شده رانمی توانیم به یادبیاوریم این است که دربازیابی آنها ناتوانیم ، وگرنه مطلب فوق درحافظه ماموجود هستند که اگرسرنخ ها ویانشانه های ازآن راپیداکنیم می توانیم آن اطلاعات فراموش شده را به یادبیاوریم (سیف:201،1387)

هدف ازاجرای آزمایش

               هدف ما ازاین آزمایش، اندازه گیری فراخنای حافظه کوتاه مدت می باشد. نیک می دانیم که« اندازه گیری حافظه حسی نیازمند به تجهیزات و وسایل مخصوص بسیارپیچیده ای دارد»(خدادادی) که بلحاظ تکنولوژیکی غیرقابل وصول؛ و به جهت هزینه ای غیرمقدوراست . وازسوی ،« اندازه گیری حافظه درازمدت کاری بسیارآسانی است حوادث ورویدادهای چند دقیقه  قبل تاچند سال گذشته ای ،‌آزمودنی رامی توان پرسید وفراخنای حافظه اورا اندازه گیری نمود»(خدادادی)

شیوه اجرای آزمایش

            باتوجه به آنچه که درفراخنای حافظه کوناه مدت گفته شد ، وباتوجه به اینکه این فراخنا، نسبت به افرادواشخاص درنوسان است، گرچندحدبالای فراخنا، وحدپایین فراخنا حافظه موقت، براساس آزمایش های مکرر روان شناسان معلوم ومشخص است .  امامشخص شدن ظرفیت حافظه موقت هرفرد، نیازمند به اجرای آزمایش است . وبراین اساس   لازم است آزماینده،« رشته ای ازارقام واعدادرا بدون نظم وترتیبی خاصی بنویسد، وسپس ازسه رقم شروع نماید»(خدادادی) وازآزمودنی بخواهد که بلافاصله ارقام تکرارشده ازسوی آزماینده را،‌ به ترتیب خواندن او، بازخوانی نمایند. واین آزمایش راتابه آنجا پیش ببرد که آزمودنی دیگرقادرنباشد اعدادوارقام خوانده شده ازسوی آزماینده را به ترتیب ونظم خواندن او تکرارنماید ؛ که این درواقع آخری حدظرفیت حافظه کوتاه مدت اوخواهدبود.

            مااین آزمایش را روی شش نفر آزمودنی انجام دادیم که نتایج زیربدست آمد :

 

جدول ثبت نتایج

آزمودنیها

آزمودنی(1)

آزمودنی(2)

آزمودنی(3)

آزمودنی(4)

آزمودنی(5)

آزمودنی(6)

نتایج

7

6

7

5

7

6

فهرست منابع :

1) سیف،علی اکبر(1387) روان شناسی پرورشی نوین،چاپ چهل ویکم ، تهران : نشردوران.

2) اتکینسون،ریتاآل وهمکاران،(1385)زمینه ای روان شناسی،مترجم،براهنی وهمکاران،تهران :نشررشد.

3) سانتراک ،جان دبلیو،(1387) زمینه ای روان شناسی ،مترجم،مهرداد فروزبخت،تهران:موسسه خدمات فرهنگی رسا.

4) راتوس، اسپنسر،(1386) روان شناسی عمومی، مترجم،حسین ابراهیمی مقدم وهمکاران، تهران :  نشرساوالان.

5) خدادادی، (1388) جزوه درس استاد، موسسه علوم انسانی، بهار1388

 

 

 

 


 
نظریه محقق سبزواری راجع به ضرورت حکومت
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳ : توسط : محمدعلی سجادی

                                            مقدمه

بحث ازاصل ضرورت وجودی یک نهادی که عهده دار رتق وفتق وانتظام امورجوامع انسانی باشد؛ تقریبا موردوفاق همه ای اندیشمندان ومتفکران اعم ازمسلمان وغیرمسلمان اند. مآل اختلاف اندیشه ها وتشتت آراء این اندیشمندان درعلت یابی این« ضرورت » است ، نه دراصل ضرورت . برخی متفکران باتکیه بر«فطرت انسانی» درتلاش اند که علت این ضرورت رابکاوند؛ وبرخی دیگردرنده خویی ،توحش ،برتری جویی وتغلب انسان هارابر همنوعان اش دلیلی براین ضرورت معرفی می کنند.

          به هرحال ،احساس نیازبه حکومت ویادولت وقانون ونظریه پردازی دراین باب محصول دنیایی جدیدی امروزی نیست ،بلکه امری است بسیارقدیمی که قدمت آن به درازای طول عمر جوامع انسانی برمی گردد. بشرازآن هنگامی که ازحالت تفردبه سمت تجمع وزندگی درکنارسایرهمنوعان شان روی آوردند، وازآن زمان که بشرتوانست اسباب تفکرش راآماده کنند این مسأله هم درذهن وروان اوخلجان کردند که :چرامادرزندگی درکنارهم محتاج ایم؟

           دراین پژوهش تلاش شده است براساس «نظریه سیستمی » باساحت دراقیانوس بی کران اندیشه ای محقق سبزواری (قدس سره)« دُریتیم» خودراتحت عنوان :«ضرورت دولت ،ضرورت دولت اسلامی» بیابیم . اما تاچه مقداردراین کارموفق شده ام قضاوت باشماخواننده گان عزیزخواهندبود!

 

              ضرورت وجودحکومت دراندیشه ای محقق سبزواری

   محقق سبزواری منشأجوامع بشری وتشکیل حکومت هارادرنیازهای معیشتی واقتصادی می داند، وازآنجا که افراد دراین جهان به غذا ،لباس ،مسکن و000 محتاج ونیازمندهستند؛ وازطرف دیگرخودافراد به تنهایی وبدون کمک همدیگردرتامین آن مایحتاج قادرنیستند. وبه همین جهت یک نوع تقسیم کار بین افراد انسانی بوجودمی آیند که هریک دریک بخشی به وظایف می پردازند ودربخش های دیگربه دیگران روی می آورند.

  سبزواری برای اثبات مدعای شان – ضرورت وجودحکومت- به این آیه استنادمی کند:

      نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیواة الدنیا ورفعنا بعضهم فوق بعضٍ درجاتٍ لیتخذ بعضهم بعضأ سُخریاً (1)

یعنی : ماقسمت کردیم درمیانه مردم معیشت های ایشان را، وآنچه دادند درحیات دنیا. وبعضی رابلندکردیم بربعضی به درجه ها (یعنی به حسب مال،قدرت ،عقل،شوکت،اراده وهمت ) تاآنکه بعضی ،بعضی رامسخرخودسازند.(وبه خدمت ،بندگی وحارس جهت خودموسوم سازند).

         علامه طباطبایی ره همین نظریه راتحت عنوان « اصل استخدام » به این معنا که انسان درابتدای کارمی کوشدتااز انسان های همجوارخود همانندحیوانات،نباتات وجمادات بهره ببرد. این تسخیریک جانبه ،استخدام واستعماراست ،ولکن چون انسان توقع متقابل همنوع خودرا درمی یابد،ناگزیربه خدمت متقابل تن درمی دهد. این تمکین دوجانبه درنهایت به صورت قانون اجتماعی سازمان می یابد،پرورش دادن وتشکیل جوامع انسانی را، بااین اصل مبرهن وتوجیه می کنند.

     سبزواری هم درادامه می گوید:

        چون بعضی [ازمردم] به تدبیرصائب ممتازباشند وبعضی به زیادتی قوت وبعضی به شوکت تمام وبعضی به زیادتی کفایت واموال وتوانگری وجمعی ازعقل وتمییز وکیاست خالی وبه منزله آلات وخادمان وکارکنان جهت طوایف سابقه وجمعی فقیروپریشان  همه ای کارها بروجهی که مشاهده می شود وازقیام هریک به مهم وکاری که مناسب ولایق اوست قوام عالم ونظام معیشت بنی آدم به فعل آید.(2)

         تااین جامحقق سبزواری برای مامبرهن کردکه انسان نیازهای مختلف دارد وبراوردن همه ای آن نیازهادرتوان وهمت یک فردنیست . ازطرف دیگرتوانائیهاواستعدادهای افراد انسانی متفاوت اند،بعضی باتدبیر وصاحب مدیریت ،بعضی هازورمندوبعضی دیگرخالی ازعقل ودرایت کافی است . ودرمجموع افرادانسانی دربراورده شدن حوائج شان مکمل همدیگرند .

    آنچه که من دراین مجال می توانم بگویم این است که: ازاین استدلال محقق سبزواری مانمی توانیم استخراج ضرورت حکومت رانماییم .به بیان دیگراستدلال ایشان اعم ازمدعا است . برهان ایشان صرفااین رابرای ماثابت می کندکه انسان ها درتامین معیشت ومایحتاج روزمره ای شان نیازبه همکاری یکدیگردارند؛ اماآیااین نیازمندی های متقابل افراد، حتماً به سرحدتشکیل یک دولت وحکومت هم می رسد،مانمی توانیم  این نتیجه را ازدلیل ایشان استخراج نماییم ،واستدلال ایشان قاصرازاثبات این مدعا است .

    به نظرمی آیداین فقره ازعبارات روضته الانوار عباسی برمدعا-ضرورت حکومت –دلالت بهتری نماید:

         همه ای نفوس طلب منفعت خودمی کنند،وهرنفسی ازپی غرضی می 

         رود،بعض رامیل به شهوات بودوبعضی رامیل به مال وبعضی را

         میل به غلبه واستقلال. اگرایشان رابه طبایع ایشان گذارند،هریک آنچه

        دیگری داردخواهد وکاربه خصومت ونزاع انجامد وبه اضرارواهلاک

       یکدیگرمشغول شوندوهریک ازشغلی که درمعاونت یکدیگردارندبازمانند

       وفائده جمعیت ومعاونت باطل شود. پس باالضرورة نوعی ازتدبیرباید

       که هریک رابه حدی که مستحق آن باشدقانع گرداند وبه حق خویش بر

       ساند ودست هریک ازتعدی وتصرف درحقوق دیگران کوتاگرداند وبه

      شغلی که به اوتعلق داردمشغول گرداند.(3)

بادقت دراین عبارات سبزواری نوعی لزوم وضرورت حکومت استفاده می شود. زیرا،بانبودحکومت ودولت زنگی اجتماعی مختل وبه اضمحلال کشانده خواهدشد وغبار هرج ومرج چهره ای زندگی اجتماعی را لکه دارخواهد کردو پس بایست حکومتی باشدوحاکمی وقانونی تاعهده دارتنظیم روابط افرادبه صورت عادلانه باهمدیگرباشند وازتعدی وتجاوزبه حقوق دیگران بازدارند.

 

              ضرورت حکومت اسلامی از دیدگاه محقق سبزواری

ازنگاه محقق سبزواری تدبیراجتماع سیاسی نیازمندبه یک شخص است که ، محقق سبزواری ازآن به« صاحب شریعت »یادمی کند ومنظوراوازصاحب شریعت همان پیغمبری است که ازجانب خداوندبه او وحی می رسد واو بایست احکام طاعات وعبادات ومعاملات ،دین ،تجارت وسایر احکامی که ازجانب خداوند مقررشده است به مردم ابلاغ وطریق حق وحقیقت رافراروی انسان نشان دهد، وازمیان مردم رفع فسادوفتنه نموده وراه رفاوآسایش زندگی را به آنهانشان دهد، مجری این قانون ودستورات «حاکم عادل» است وآن قانون «شریعت».

     ازدیدگاه سبزواری حاکم عادل که درراس هرم قدرت قراردارندپیغمبروپس ازاوائمه طاهرین هستند که نقش هدایت وسرپرستی خلق را به عهده دارند. اما درزمان ما که امام دوازدهم شیعیان به اذن خداونددرحال غیبت به سرمی برند پس وظیفه هدایت وسرپرستی مردم راچه کسی به عهده خواهدداشت ؟ سبزواری می نویسد:

       درآن زمان که امام ازنظرها غایب وپنهان باشدبه حسب حکمت ها ومصلحت ها،چون این زمان که حضرت صاحب الزمان وخلیفة الرحمن –علیه صلواةالله المنان-  چون آفتاب درحجاب سحاب پنهان است ،اگر پادشاهی عادل مدبرکه خدایی وریاست این جهان نماید درمیان خلق نباشد،کاراین جهان برفساد واختلال انجامد ومنتظم نشودوهیچ کس را تعیش ممکن نباشد، بلکه لابدوناچاروضروراست خلق را ازپادشاهی که :

[1] به عدل زندگی نماید،

[2] وپیروی سیرت وسنت امام اصل کند،

[3] ودردفع شرظالمان بکوشد،

[ 4]  وهرکس رادرمرتبه استحقاق خودنگاه دارد،

[5]  وحفظ رعایاوزیردستان که امانات جناب احدییتند نماید،

[6] ومومنان وشیعیان را ازشرطغیان واستیلای کفار ومخالفان دین محافظت نماید،

[7] وترویج شعاروملت (آیین اسلام ومذهب شیعه )به جاآورد،

[8] واهل علم وتقوا ودین را تقویت کند،

[9] واهل باطل وبدعت وتلبیس رادفع کند،

[‍10] وطمع دراموال رعایانکند،

[11]وایشان واموال ایشان را ادوات فسق ولهو نسازد،

[12]امر به معروف ونهی ازمنکر به جاآورد،

[13]ودرامنیت راه ها بکوشد،

[14]وسرحدهارا به مردم کاردان ضبط نماید.(4)

    آقای نجف لک زایی درکتاب( اندیشه ای سیاسی محقق سبزواری )ذیل همین عبارت بعدازاما واگروتردید دراینکه آیابه نظرسبزواری هرحاکمی که ویژکی های چهارده گانه ای فوق را محقق سازد عادل است ؟ وآیااساساَ ایشان حاکمان وشاهان صفوی راعادل می داند؟، به این نتیجه گیری می رسدکه :

     باتوجه به شرایط چهارده گانه ،شاهان صفوی ،طبق نظر سبزواری ،جزء حاکمان عادل به حساب نمی آید. ضمن اینکه درکلمات سبزواری شواهدهست که نشان می دهدوی ازطرفی وفاداربه  آموزه های کلامی شیعی است وازطرف دیگرشخصی مصلح وواقعگرا. (5)

      بنده درمقام نتیجه گیری ازمباحث مطرح شده درباب ضرورت حکومت اسلامی دراندیشه ای سبزواری به این نتیجه رسیدم که : براساس تئوری ونظریه ایشان ،درزمانی که امام دوا زدهم شیعیان درغیبت به سرمی برد ونمی تواندبه طورمستقیم درمیان مردم حکومت تشکیل بدهد ،وازطرف دیگرمردم نیزبدون حاکم وقانون گذاری وقانون نمی تواندبه حقوق شان رسیده وازنیازمندی هایش رفع احتیاج کند. پس هردولتی وحاکمی که بتوانداین ویژگی هاوشرایط چهارده گانه فوق را چه درشخص خودوچه درجامعه محقق سازد، می توان گفت که ازنظرسبزواری شایستگی برای زعامت ورهبری سیاسی جامعه رادرعصرغیبت خواهدداشت ؛ ولوآنکه شخص حاکم «فقیه » ومجتهد درمصطلح عامه مردم نباشد، زیرادرهیچ یک ازشروط چهارده گانه ای که سبزواری برای حاکمی عصرغیبت برمی شمارد ، تاکیدواشاره به فقاهت حاکم نشده است ؛ واین به معنای عدول « ازآموزه کلامی شیعی » است . چون درآموزه کلامی شیعه ،درعصرغیبت ،صرفاً علماء وفقها جامع الشرایط ، براساس روایات متواتره،نیابت ازامام را درتشکیل حکومت وقانون گذاری دارند . وحکومتی که در راس هرم قدرت آن فقیه جامع الشرایط نباشد فاقد مشروعیت خواهد بود .

 

                منابع مورد استفاده:

1-سوره،زخرف، آیه ،32

2-باقرسبزواری ،روضته الانوارعباسی ،مقدمه ،(به نقل ازکتاب اندیشه سیاسی محقق سبزواری ،نجف لک زایی )

3-همان مدرک .

4- همان مدرک ،مقدمه ،

5- نجف،لک زایی، اندیشه ای سیاسی محقق سبزواری، ص 159،موسسه آموزش عالی باقرالعلوم وپژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام ،قم ،بوستان کتاب،1380

 

                      

     


 
بازی وتاثیرآن بررشدذهنی کودکان
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳ : توسط : محمدعلی سجادی

           مقدمه

 

       دراین تحقیق سعی شده است جنبه های از ارتباط بازی باسطح ازرشدهوشی کودکان مورد مداقه قرارگیرد؛ وازتحقیقات بروزاندیشمندان علم روان شناسی بهره گرفته شود. وازآنجاکه منابعی چندان زیادی در« روان شناسی بازی » نه به صورت تالیف ونه بصورت ترجمه دردسترس بود ، شاید آن طورکه خودم می خواستم ازآب درنیامد. به هرحال نفس اقدام به این کار ، قلم گرفتن وپرداختن به این موضوع ازسوی فرصتی بود برای مرورایام کودکی وخاطرات بازی های آن دوران ، یادش بخیر!

 

تاریخچه بازی وضرورت آن

 

       دراینکه انسان ازچه تاریخی وازچه مقطعی زمانی ، شروع به بازی  وساخت اسباب بازی نموده وبه این سمت کشیده شده است؛ نمی توان به لحاظ زمانی، تاریخی  دقیق ومعینی برای آن نشان داد. اما ازآن جهت که بازی درهرزمانی به خصوص دوران کودکی ونوجوانی، جزو اززندگی ما انسان ها راتشکیل می دهند، وبه یک معنا شخصیت انسان را نوع بازی های دوران کودکی اوقالب ریزی می کند؛ می توان گفت که تاریخچه بازی به درازا وقدمت زندگی انسان دراین کره ای خاکی است. ودریک کلام، تاریخچه بازی مندرج درتاریخچه بشریت دراین جهان است .

             انسان ازنظرزیستی نیازبه جنبش وتحرک دارد. وبازی جزء مهم این جنبش وحرکت رابرای انسان فراهم می کند. ونیزبه همان سان که انسان برای رشد وبالندگی ذهنی واجتماعی خود ینازبه تفکرواندیشه ورزی دارند ؛ واین بازی است که خمیرمایه این تفکررا، برای انسان فراهم می کند. به عقیده ای جان دیوئی ، تمام موجودات زنده براساس ساخت مکانیکی وفزیکی خاص خودنیازبه کوشش وفعالیت دارند؛ این احساس نیازباید ازراه های گوناگون ارضاءشوند وبازی یکی ازراه های است که انسان رابه صورت آزاد وخود بخود اجرامی کند.

 

تعریف بازی

 

        بانگاهی اجمالی به کتاب ها ومقالاتی که درزمینه ای روان شناسی بازی ازسوی نویسندگان فارسی زبان وغیرفارسی زبان که به زبان فارسی ترجمه شده است؛ می توان ادعاکرد که تاهنوزتعریف جامع وکاملی ازبازی وروان شناسی بازی ارایه نشده است. دراین میان تعریف که آقای دکترسیامک رضا مهجوردرکتاب «روان شناسی بازی» ارایه نموده است ، به نسبتی ازسایرتعاریف موجود دراین زمینه ازبرتری وامتیازی برخوداراست ، که من نیزهمین تعریف رابه عنوان تعریف موردقبول خودم دراین جا مطرح می کنم.ایشان بازی را این گونه تعریف می کند: هرگونه فعالیتی جسمی یاذهنی هدف داری که دراوقات فراغت یا اشتغال وبرای کسب لذت، تمدداعصاب، آرام بخشی جسم یاذهن بازی گرواقناع های آنی یادرازمدت فرد یاگروه، چه به صورت انفرادی یاگروهی انجام گیرد بازی نامیده می شود.(رضامهجور:1386)

 

بازی وتاثیرآن بررشدذهنی

 

امروزه روان شناسان ، دیدگاهای گسترده وپیچیده ای ازجهان کودک وزیست بوم آن ارئه نموده  وهمگی براین امرکه، آموزش وپرورش دوران کودکی نقش مهم وبه سزای دردرآینده کودک دارند، تاکید خاصی نموده اند. به طورمثال، بلوم ازپژوهش های خود نتیجه می گیرد: حدودی 50% ازرشد هوشی کودک ازبدوتولد تا4 سالگی، حدود30% از 4 سالگی تا 8 سالگی و20% باقی مانده درفاصله ای 8 تا17 سالگی شکل می گیرد.

          بنا براین شکل گیری ورشدهوش یک امری اتفاقی وتصادفی نیست ، بلکه همسان بارشد جسمانی او باید مراحلی خاصی رابرای رشد هوشی خود طی کند. نتیجه پژوهش ها درمورد رشد،هوش کودک نشان می دهد ،همان طورکه بهبود شرایط بهداشتی وتغذیه ای می تواند برروی رشد جسمانی فرد نافذ بوده وآن را روزبه روز بهترسازند، بهبود شرایط محیطی نیز امکان رشدهوشی کودک راهرچه بهتر فراهم می سازد. به بیان دیگر، محیط مناسب ودرخور برای کودک ارمغان هوش رابه دنبال دارد.  البته تذکراین نکته شایسته است که تاکید برمسئله شرایط محیطی به معنای رد ونادیده گرفتن  اثرات وراثت برهوش نخواهد بود ، بلکه هدف ما دراین جا مشخص نمودن عواملی است که بیشتر تحت نفوذ محیط  قراردارند تاوراثت ، مانند خلق وخوی،فعال بودن یافعال نبودن، پشت کارداشتن وتلاش درکارهای خود یاعدم پشت کاری.

 

         حال که تاثیربی چون وچرایی شرایط محیطی راپذیرفتیم ، این سوال پیش خواهد آمد که چه گونه می توان ازامکانات موجود درطبیعت برای رشد و ارتقای ذهنی وفکری کودکان ما ن به بهتری وجهه ممکن استفاده کرد؟  به نظرمی رسد بازی یکی ازمهترین عواملی است که باید موردنظر ومداقه بیشترقراربگیرد؛ زیراکودک آنچه را که براثربرخورد وتعاملات بامحیط می آموزد، آن راضمن بازی تکرار می نماید؛  وبااین تکرار درباره آن به باز اندیشی پرداخته وازاین طریق آنها رابهتردرک می کند. بازی امکان تجربه وتعاملات مستقیم باعوامل محیطی را برای کودک فراهم می سازد. درضمن کودک بادست کاری وتجربه مستقیم اشیا ورویدادهای محیطی، به دانش ودانسته های خود می افزاید؛ نه فقط از طریق شنیدن آنچه دراین تعاملات پدید آمده ویابه وقوع خواهد پیوست .

 

          یافته های روان شناسان، بیانگر این امرمی باشد که، کودکان تا دوسال اول عمر بیشتر ازطریق حواس خود باجهان خارج درتماس است تا فکرواندیشه خود.  بازی این امکان را به کودک فراهم می کند تا به بهترین نحو به اشیا وریدادها آشنا شود؛ ودرضمن کارکرد آنها راکشف کند، و کاربردآنها دریابد ، وسپس بااستفاده از این تجربیات به کمک فرایند های ذهنی خودبه استنباط ونتیجه گیری پرداخته وجواب مجهولات رادریابد.

 

           کودکان مفاهیم عمده ای که، ساخت ذهنی انسان راتشکیل می دهد ،ازطریق بازی وپیش ازورود به مرحله ای آموزش رسمی ونیمه رسمی درمی یابد. آشنای اوبامفاهیم باید همچون فضا،کمیت ، ساخت ، شکل وغیره صرفاً ازطریق بازی حاصل می شود نه، بواسطه آموزش رسمی. جالب این جاست که بازی خودیکی ازبهترین ومطمئن ترین راه های مطالعه وبرسی چگونگی رشد فرایند های ذهنی کودکان است .

          آشنای کودک باخودش نیز ازطریق بازی انجام می گیرد؛ چون شناخت، خودامری مجرد وذهنی است وکودک تاپیش ازسه سالگی براساس اندیشه ای  پیاژه به آن مرحله ای ازرشد ذهنی نرسیده است که بتواند ازطریق اندیشه وتفکر به خودشناسی نایل گردد. براین اساس کودک درمراحل اولیه زندگی فاقد آن گونه ازتجربه های است که بتواند باتکیه برآن خود را ازمحیط مجزا سازد. به خود به عنوان موجود مستقل بیاندیشد. بنا براین لازم است که برای شناخت خود به تجربیات حسی وحرکتی خود متمسک شود که بازی درنوع خودش کامل ترین مجموعه تجربیات حسی وحرکتی رادراختیارکودک قرارمی دهد.

 

          روان شناسان درتحقیقات خود ثابت کرده اند که،میدان توجه کودکان به جای بازی بایک اسباب بازی ساده ویک اتومبیل قرمز پلاستیک ، مدت زیادتری بااسباب بازی های مشخص وپیچیده ای بازی کردند. این مطالعات ثابت می کند که میدان توجه کودک بیش ازآنچه به سن کودک مربوط باشد؛ یکی از کنش های نوع اسباب بازی است . اگرتکالیف تعیین شده به اندازه کافی مستحق تقلا وجالب توجه باشند، حتی کودکان خرد سال هم دارای میدان توجه وسیعی هستند.(غلام علی سرمد:1375،265)

 

             بازی نه فقط بررفتار های هوشمندانه وقابل مشاهده ودید کودک اثردارد، بلکه برساخت فیزیولوژیکی مغز اونیز اثرقابل توجه وغیرقابل انکاردارد. به عنوان مثال، نبت (1964) گزارش میدهد، درتحقیقی که برروی موشها، ودررابطه بااثرات بازی درساخت مغز آنها انجام گرفت ؛ مشاهده گردیدکه، کوتکس مغز آن دسته ازموشهای که درمحیط غنی ازلحاظ فرصت های دویدن درماز، ووجود محرک های همچون اسباب بازی ، رشد کرده بودند درمقایسه باموش های که فاقد غنای محیطی بودند ضخیم تر وسنگین بودند. برعکس بخش های غیرکورتکس آنها کوچکتربودند. علاوه براین، موشهای که درمعرض محرکات محیطی قرارگرفته بودند ازنظرمواد شیمیایی فعال کننده یاکند کننده درمحل اتصال دوعصب غنی تربودند.

 

              درآزمایش های دیگر، تعدادی ازموش را دریک قفس که درآن دومثلث ودودایره سیاه برروی دیوار نقش بسته بودند قراردادند ؛وگروه کنترل را درقفسی که تنها تفاوت آن باقفس موشهای گروه موردآزمایش، سفیدی دیوارقفس بود، قراردادند.  جالب توجه آنکه بعد از90 روز موش های گروه آزمایش توانستند سریع تر ازموشهای گروه کنترل تفاوت بین مثلث ودایره رایاد بگیرند.

 

          بازی ازسوی کودک، صرفاً عاملی برای افزایش یادگیری ورشد هوشی نخواهد بود؛ بلکه پیروی ازقواعد واصول وفرمول های بازی آموزشی وغیره برای رشد هوشی الزامی است . دریک برسی که ازسوی گادفری [1] انجام شد، مشاهده کردند که عوامل اصلی عقب ماندگی درسی کودکان عقب مانده ذهنی، ضعف آنها درسازندگی تصورات منظم است . گادفری باطرح بازی های ساده ای  ورزشی وآموزشی، وبدان طریق بهبود توانایی تصور، پیش بینی ودرک عمومی کودکان توانستند پیشرفت درسی قابل ملاحظه ای رادراین کودکان مشاهده کنند. نتایج راکه مامی تواینم از تحقیق گادفری دست بیاوریم ، یکی این خواهد بود که: بسیاری ازحالت های کودکان که ما امروزه آن را تحت عنوان «عقب افتاده تحصیلی»  دسته بندی می کنیم درواقع منشأ وعامل این امر، کمبود ومحرومیت محرکات طبیعی ومحیطی درزندگی روزمره کودکان است . این تعداد ازکودکان به خاطر عدم وجود انگیزه کافی یانبود دسترسی کافی به محرکات بیرونی که بوسیله مجله ها،کتاب ها ، اسباب بازی ها وامثالهم ارائه می شوند ، عناصرکافی برای رشد سالم مورد نیاز رادراختیار نداشته ودرنتیجه دچار نوعی کمبود می گردند که عقب ماندگی درسی واجتماعی جزء ازآنهاست .

 

             اگروالدین کودک بتواند محیطی راکه کودک درآن زندگی می کند، به نحوی آراسته نمایند که اوبتواند ازطریق تجربیات محیطی ،که درواقع بازی یکی ازآنها شمرده می شود، توشه وبهره کافی برای زندگی فرهنگی واجتماعی خود آماده کند، درآن صورت می توان امید واربود که این فرد نه تنها در دوران کودکی ، بلکه درسنین بلوغ نیز ازمهارت های لازم هوشی واجتماعی بهره مند گردد.(رضامهجور:1383،164)

 

             روان شناسانی که رشد ذهنی کودکان رامطالعه می کند، گزارش کرده اند که درهنگام بازی، بویژه هنگام بازی نمادین، مهارت های شناختی زیربنایی متعددی بهبود پیدامی کند واین مهارت ها عبارتند از: اندازه گیری، برابری ، تعادل، مفهوم های فضایی، نگهداری ذهنی.(پیترهیوز:1384،271)

 

               تاثیربازی دررشد زبان کودک، نیز ازاهمیت چشم گیر وشایان توجهی برخوردارمی باشد. ازآن جهت که زبان جزء مهارت ها ویادگیری های اکتسابی انسان است ، بدست آوردن وکسب تجربه دراثر تعاملات میان افراد یکی ازضروریات آموزش زبان است . گرچند ایجاد صداها درآغازبرای کودک ازطریق بازتاب های فیزیولوژیکی مثل حرکات لب ها وزبان، پدید می آید؛ اما نظم دهی این گونه اصوات نامفهوم، وترکیب آنها برای ساخت کلمات وجملات ،امری است آموختنی که هرمقداربا تمرین وتکرار پشتوانه شود به همان مقدار ازرشد بیشتری بهره مند خواهد شد.

 

             کودک به وسیله بازی می تواند نسبت به تکراروتمرین آموخته های که بوسیله تلقین پدرومادریادگرفته، اقدام نماید. وبازی بدون شک دربهبود یادگیری لغات، که کودک جدیداً یادگرفته ودرحفظ وبه حافظه سپردن آن لغات سهم بسزای دارد. زیرا تکرار این لغات وجملات درحین بازی باگروه همالان خود نه تنها، محفوظات قبلی کودک را روزآمد ترمی کند، بلکه سبب می شود که کودک ازطریق بازی باهمالان خود ،لغات وجملات تازه ای نیز ازآنها یادبگیرند. همفری [2] نتیجه گرفت: هرگاه مفاهم دستور زبان را ازطریق بازی های آموزشی وغیرآموزشی به کودکان نیاموزیم ، آنها درمقایسه باگروهی که همین مفاهم  را ازطریق آموزش سنتی ورسمی می آموزند، بطورمعناداری پیشرفت بیشتری نشان می دهد.  این آزمایش براساس این نظر وفرضیه طرح شده که، مشارکت کودکان دربازیها سبب انگیزش آنها دریادگیری مفاهم خواندن ودستورزبان خواهدشد.(رضامهجور:1386)

 

               نتیجه گیری : براساس آزمایش های مکرر وقابل اطمینان روان شناسان ، تاثیربازی بررشد وبالندگی وپویایی هوشی وذهنی کودکان ، امری است مسلم وقطعی . بعلاوه قرایین وشواهد روزمره پدران ومادران نیزبراثبات این مسئله گواهی دیگری است . بنا براین لازم وبایسته است اولیای کودکان ،معلمان ومربیان ،مدیران مدارس محیط های مناسبی راجهت ارضاء واشباع نیازهای کودکان خصوصأ نیازهای بازی که ازاهمیت بالای برای آینده کودکان برخورداراست ، فراهم نمایند.

 

   فهرست منابع:

1)      رضامهجور،سیامک(1386) روان شناسی بازی،چاپ یازدهم، تهران:نشرسامان.

2)      پیترهیوز،فرگاس(1384) روان شناسی بازی،چاپ اول،تهران:نشررشد.

3)      سرمدی،غلام علی(1357) روان شناسی کودک،ج1،مدرسه عالی پارس.



[1]

[2] Humphery


 
متقاعدسازی
ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ : توسط : محمدعلی سجادی

                                  به نام خدا

                                             مقدمه 

 

انسان موجودی است اجتماعی که به حکم فطرت یاضرورت زندگی ،حیات خویش رادرمیان هم نوعان رقم می زند. بدیهی ترین محصول وبرآیندزندگی اجتماعی وبه عبارت بهتر اصلی ترین پیش شرط وجودی ودرعین حال بقای این فرایند،ارتباط است . بدین معنی که همان فطرت اجتماعی بشریا ضرورت هایی که اجتماعی بودن وی را الزامی می سازد،ارتباط بشری رادراین فرایند اجتماعی ضروری ساخته ،حتی مقدمه اجتماعی شدن می داند .                                             

               ارتباطات درجامعه انسانی وبشری ،مهمترین عنصری است که ازمجمو عه افراد مجزای بشری ،هیأتی متشکل به نام جامعه ،اجتماع وقبیله می سازدودرسطح کلان ترمفهوم «ملت» رامحقق می سازد وروح فردگرایی رادرکالبد این مفهوم کلی ترسیم می کند. ازاین رو ارتباطات جزوجدانشدنی حیات بشریت است . به گونه ای که می توان گفت:                                          

           «ارتباطات تنها بیان آشکاروانتقال ادای پیام ها نیست 000مفهوم ارتباطات تمامی فرایندهای راکه مردم ازطریق آنها بریکدیگر تاثیرمی گذارند،دربرمی گیرد000 این تعریف براین فرضیه استواراست که تمامی کنش ورویدادها،همین که توسط انسان درک شوند،جنبه ارتباطی دارند. افزون براین ازآنجا که این اقدامات ،اطلاعات فردرا تغییرمی دهد،بنابراین براوتاثیرمی گذارند1.»                                                                                          

                بدیهی است که ما امروز درجهان وعصری زندکی می کنیم که وجه مشخصه آن «عصراطلا عات» است. وجهان امروز درحکم دهکده ای  است که درهم فشرده شده است وهم آنکه اطلاعات مااز اتفاقات ورخداد های گوشه گوشه  ای این  جهان، بروز ولحظه به لحظه است .اگر اتفاقی درشرق این عالم  بیفتد درچند لحطه ای  بعد خبرآن درغرب عالم می نشر می گردد . واین همه بخاطر بنگاه های اطلا عات رسانی وخبر پراگنی  است که جهان را تحط سلطه ای  خود قرار داده اند.

                 تحقیق حاضر که تحت عنوان: «  نقش رسانه ها درآن متقاعید سازی اجتماعی» ارائه می گردد.عهده داربرسی وجه خاص ازکارکرد وتاثیرگذاری «رسانه جمعی » است.  شکی نیست که امروز یکی ازاهداف وبرنامه ای  صاحبان رسانه ها -  اعم ازصاحبان حقیقی وصاحبان حقو قی - تلاش درجهت متقا عد سازی وتاثیرگذاری برافکار،احساسات ،عواطف همگان ومخاطبان شان  است

امروزه شکل های تکامل یافته متقاعدسازی رادرعرصه ای تبلغات سیاسی وتجاری بیش ازسایرحوزه ها شاهدهستیم.کارگزاران تبلیغ عمدتأ متقاعدسازی راازچارچوب های ارتباط جمعی مطالعه می کنند.

 برای نمونه هربارکه ما بیخواهیم رادیو ویا تلویزیون را روشن کنیم،  کسی می خواهد ما را آموزیش دهد  ویااینکه می خواهد ما را متقعد سازد که به نظریا ت وافکار او گوش دهیم وازان متا بعت ودستور بی گر یم.  برای مثال درپیام های بازرگانی تلویزیونی ، صاحبان شرکت های تولیدی از طریق رسانه های جمعی این فکر را به ما القاء می کند که فراورده ومحصول او بهترین کیفیت را دارد وباید از او خریداری نمایم .گروه های سیاسی درصدد آنند تا مردم را متقاعد سازند که مردم به  حزب اورادرانتخابات رای بدهد . واین افکار رادرخورد خاطبان وبیننگان شان می دهند که حزب او وفردموردتأ یید او  ازسایر رقبایی شان  ازشایستکی لازیم وکافی برخوردار است ومردم باید به فلان شخص رائی دهد.

                یادم است که آقای دکتر سروش دریکی ازکتابهایش این نظریه را مطرح کرده بود که اندیشه ها  وتئوری های که امروزدرسطح جهان مطرح است ، ودیگران از آن الگو می گیرند ، صرفاً بخاطر دقت وصحت آنها نیستند . که ما بی گویم این تئوری ها ونظریات بخاطراین امر ماندگارشد که از دقت وظرافت با لای برخور داربودند . بلکه رمز ماندگاری آنها بخاطر حمایت های بود که ازناحیه اربابان قدرت وسلطه ویا از طرف تابیعان وپیروان  آنها صورت می گرفتند ، وچه بسا،ً وبلکه به طور قطع، در این عالم ادیشمندان وتئوری پر دازان آمدند ورفتند تئوریهای محکم وقاطع را مطرح می گردند اما کسی را نداشتند که آن تئوری ها را درسطح وسیع مطرح کنند واز آن حمایت کنند ومردم را به پزیرش ومتقاعد سازی آن تشویق کند.                                                                                                                        این حرف بیسیار قابل قبول است  وبا عقیدی آدم هم دمساز است وبایک دقت مختصر می فهمیم که امروز چرا اندیشه های افلا طون،ارسطو،سقراط دراین جهان ماندگاروفراگیرشد ؟ ایا کسانی دیکر واقعاً درحد  افلاطون وارسطو یونان آن دوره وجود نداشتند واین ها سرآمد یو نانیان بودند؟ بدون تردید اندیشمندان درحد افلاطون وازسطو بودند وشاید هم بلحاظ قوت وقدرت اندیشه هم تفوق داشتند اما دست تقدیر این بود که، اندیشه های دراین عالم جاویدانه وماندگار ماند که، مبلغان ومروجان  دشته باشد که افگار مردم را در هر عصر وزمان متقاعد به قبول آنها سازند.  

              در عالم اسلا می خود مان همین حرف وهمین داستان است.آیادر عالم اسلا م اندیشمندان وبزرکان در حد کندی ،بوعلی ،فارابی، خواجه نصر ،ملا صدرا و... پرورش ندادند واین ها عصاره وسرآمد آنها هستند ؟

یا اینکه اندیشمندان ومحققان بسیاری  بودند وبه هر دلیلی اندیشه های انها پیروان بدست نیاوردند ودرنتیجه به محاق رفتندو از صحنه ای  رقابت به کنا ر رفتند که ما امروز نه نام ونشان از خود آنها ونه از اندیشه آنها داریم . واین نه بخاطر آن بود که اندیشه های آنها  نا صحح بودند .

درجنگ و رقابت اندیشه ها ،همیشه رقیبی برنده است که، رسانه ها وافکار عمومی از آن حمایت کند.

             دور نرویم درعصر خودمان ودرکشور های خودمان مگرما شخصیت ها وچهره های علمی کمی داریم؟ خیلی ازشخصیت ها وبزرکان علمی ما ،یا اصلاً اندیشه هایش نه درزمان  حیاتش ونه بعد از مرکش مطرح وتبلیغ می شوند، وبرخی ها شاید از اقبال برخوردار باشدچند سال ویا چند صد سالبعد از مرگ اش ،بزرکان دیگری پا به عرصه می گذارند که  اندیشه هایش را تازه از زیر انبار خاک وگرد غبار بیرون می کشد: وکسانی هم هستند که اندشه های او سوار  بر رسانه ها می گردد واز طریق رادیو ،تلویزیون ،مجله ،کتاب ،روز نامه و... درسطح وسیعی مطرح می گردند وافگار مردم را متقاعد می کنند که آن اندیشه ها را به عنوان انیشه ای  برتروصحیح بپذیرند.

                        هدف از پرورش این نکته این بود که خواستم این مطلب راتذکر بدهم که رسانه های امروز درتبلیغ وتائید محتوای تبلغی شان و متقاعد سازی مخا طبان اش ازقدرت ونقش بسزای برخورداراست . بنا براین هیج کسی نمی تواند نقش جادوی این غول عظیم رادرجلب افکارعمومی ومتقاعد سازی اجتماعی  نادیده بگیرد.

              برای اینکه این مطلب بهتر درک شود خوب است یک مورد از قدرت تسخیر گیری رسانه را که آقای الیوت ارونسون  درکتاب روان شناسی اجتماعی شان آورده است ذکر کنیم  ایشان می گوید :چند سال پیش یک موتور سوار به نام راد نی کینگ  وبه دلیلی بی احتیاطی دررانند گی وسیله نقلیه شان متوقف شد . او درجریان باز داشت به طرز محشیانه ای ازسوی افسران شهربانی لوس آنجلس ،کتک خورد . وبه طور اتفاقی ،یکی از ساکنان محله از این رویداد، فیلم وید یویی گرفته بود. درخلال چند هفته بعد ، این نوار به دفعات مگرر به صحنه های تلویزیون های سراسرکشور نشان داده شد ،پس از آن دربهار1992 وقتی که یک هئیات منصفه افسران پلیس را از هر کونه اعمال خطا تبرعه گرد، بد ترین آشوب های تاریخ ایالات متحده درمناطیق داخلی شهر لوس آنجلس به وقوع پیوستند،  وقتی آرامش بر قرار شد چهل چهار نفر کشته شده بودند . دو هزار نفر جراحات شدید بر داشته بو دندمحله کاملی  دربخش جنوبی مرکز شهر لوس آنجلس به آتش کشیده شده  بودند  وبیش از یک میلیاد دلار خسارت مالی وارد شده بود .                          بدون تردید ، علل زیر بنایی خلی زیادی برای این آشوب وجود داشت . اما مسلما یکی ازعلل  برپا شدن آشوب این واقعیت بود که مردم جریان کتک کاری را به دفعات مکرر دیده بودند،  وبنا براین در موقعیتی قرار داشتند  که از حکم هئیت منصیفه بر آشفته شوند . (  2)                                                                      اجازه بدهید یک نمونه ای  دیکری از تاثیر رسانه ها بر افکار عمومی را خودم درطول مدت که درایران هستم بیاورم درایران اسلامی که، رادیو وتلویزیون بعد از اصلاح قانون اساسی ،تحت نظارت مستقیم رهبری ویکی از موارد اختیارات وقدرت اوست اداره می شود . این رسانه ملی درطول حیات جمهوری اسلامی در خدمت اسلام وانقلاب  بودند و در تهیج وبسیج افکار عمومی درطول دوران دفاع مقدس علیه نیروهای اشغال گر بعثی درراه پیمایی های که به منظور حمایت  از انقلاب بر گزار می شد نقش موثر وبسزای داشتند که ملیون ها انسان های حامی

انقلاب وارمان هاانقلاب حمایت نمایند.گرچند فاکتورهاومولفه های دیگری انقلاب

حفظ ارمان هاواهداف انقلاب داشتند که هیچ عاقلی نمی تواند نقش حضرت امام

ورهبری کاریز ماتیکی آن فرزانه دوران را نادیده بی گیرد،وهمینطور شعورودرک بالا ی سیاسی ملت اسلامی ایران رادراتحادوانسجام وشناخت ازاهداف پست وپلیددشمنان شان رانمی توان نادیده گرفت بااین همه به نظرمن شاه بیت همه، رسانه ملی است .

واگرنبودند این رسانه ارزشمند ملیی  دراطلاع رسانی به موقع ازپیام هاوبیانات ارزشمند بنیان گزار انقلاب اسلامی ازکجا معلوم که وضعیت انطورکه امروز

هستند  پش می رفتند.

بهرتقدیر نقش رسانه را نمی توان درجهت دهی افکارها نادیده گرفت .

دراینجا تلاش می کنم ابتدامفهوم «رسانه »وسپس مفهوم «متقاعدسازی »رابه نحوی فشرده وموجزموردبرسی قراربدهم وبعدازآن واردبحث سلسله عللی که تاثیرگذاردرایجادمتقاعد سازی است شویم .

 

                              مفهوم رسانه

رسانه دردومفهوم عام وخاص قابل بحث است .رسانه درمفهوم عام به وسایل وتدابیرفنی ای اطلاق می شودکه ازطریق آن هاارتباط انسانی اعم ازفردی یاجمعی صورت می گیرد. به عبارت دیگررسانه ها«تأسیسات وسیستم های فنی ای  هستند

که ارسال ،نقل وانتقال،ارتباط،دریافت یاکنترل علائم الکترومغناطیسی یا تصویری راکه اطلاعات نامیده می شوند،میسرمی سازند» ازاین دیدگاه،تلفن ،تلگراف،تلکس ،فاکس،تلفن های تصویری ،رادیو،تلوزیون ،سینما،عکس ،روزنامه ،مجله وکتاب مصادیق بارز رسانه هستند.

      امارسانه درمفهوم خاص به« رسانه های همگانی» گفته می شود.«اصطلاح رسانه های همگانی غالبابه وسایل یاتدابیرفنی ای که ارتباط جمعی ازطریق آنها به وقوع می پیوندد،اطلاق می شود» وبه دیگرسخن ،وسایل ارتباط جمعی یارسانه های همگانی ،ابزارهایی هستندکه دروضعیت خاص تمدن های تازه ایجادشده ،مورداستشفاده قرارگرفته اند ومهمترین ویژگی آن ها عظمت نفوذوگستردگی  حوزه عمل یاقدرت وشعاع عمل گسترده است.(3)

 

                     مفهوم متقاعدسازی

 

بعد ازآنکه مامفهوم رسانه رادردوسطح معنای عام وخاص آن برسی کردیم، لازیم می دانم برای تبیین اهداف مان تعریفی ازمتقاعدسازی ارایه دهیم «.متقاعدسازی به صورت یک ارتباط انسانی، فرایند پیچیده ای است  که برای تاثیرگذاری با اهداف تغییردراعتقادات ،ارزش ها یانگرش هاانجام می گیرد.»(4)

     نگرش هاارزیای پایداری ازجنبه های مختلف دنیای اطراف ماهستند که به هنگام مواجه ما بامحرک بیرونی درذهن ما تداعی یافراخوانده می شوند.واین فراخوانی ذهنی می تواندبیدارکننده احساسات مثبت همرای باعواطف خوشایند یااحساسات وعواطف منفی باشد.

     درحقیقت ،ترکیب شناخت ها،احساس ها وآمادگی برای عمل نسبت به یک شی معین رانگرش مشخص نسبت به آن شیئ می گوید.عنصرشناختی شامل اعتقادات وباورهای شخص دربرابر یک شئ یااندیشه است .عنصراحساسی وعاطفی آن است که معمولا نوعی احساس عاطفی باباورهای پیوند دارد،-وتمایل به آمادگی برای پاسخگویی به شیوه ای خاص اطلاق می شود .برای نمونه ،نگرش یک شخص نسبت به یک شخصیت سیاسی ممکن است حاوی این شناخت باشد که اویک شخصیت سیاسی است –مرداست ،شخص شیفته ای نحوه سخنرانی آن شخصیت سیاسی است که بسیار جذاب سخن می گویدوشنوندگان خودرامسحورمی کنند.(5)

 

                  ویژگی های متقاعد سازی

    زمانی که فردی (متقاعدکننده ) فرد دیگری را(متقاعدشونده) متقاعدمی کند معمولا یک تلاش موفقیت آمیزدرروند تاثیرگذاری ملحوظ است  که این موفقیت درخود مفهوم متقاعد سازی نهفته است . درک اینکه متقاعدسازی  باموفقیت مرتبط است ،مستلزم برسی چندویژگی است:

1-  وجودیک هدف ویک معیار.

2-   تلاش درجهت نیل به آن هدف .

وقتی که ما«موفقیت »به صورت ضمنی صحبت می کنیم ،معیاری برای موفقیت به عنوان هدف وآرمان درنظرگرفته می شود.(برای مثال،زمانی که ازپیروزی درمسابقه سخن می گوییم ،حتما برای آن خط پایانی وجودداشته باشد)همچنین درمورد مفهوم متقاعدسازی ،هدف اصلی متقاعدکردن دیگری است .  برای مثال وقتی می گوییم «من حسن رامتقاعدکردم که به من پول قرض بدهد» درذهن چنین متبادرمی شود که من قصد داشتم اوراتحت تاثیرقراربدهم .

3-  وجودآزادی برای فردمتقاعدشونده.( آزادی دراراده ،انتخات آزادوآزادی درعمل) برای مثال اگرکسی ،برای گرفتن پولی کسی دیگر،اقدام به زورگیری ویاازطریق بیهوش نمودن اونماید به این عمل متقاعدسازی اطلاق نمی گردد . زیرا،فردی که موردسرقت واقع شده است آزادی انتخاب نداشته است . وعمل سرقت درواقع برای اوتحمیل شده است نه اینکه این عمل ازروی متقاعدسازی اوانجام شده باشد.

4-  متقاعدسازی ازطریق الگوی زبانی انجام شود.(برای مثال ،بلندکردن وپرت کردن کسی ازبالای بام ساختمان ،باگفتگوکردن با اووتشویق کردن اوبه پریدن ازهمان بالابام ،دوتاعمل کاملا متفاوت است ) درحالت اول الگوی زبانی بکارنرفته است  امادرحالت دوم رفتاربراثرارتباط زبانی صورت گرفته است .

سرانجام تعریفی که ازجهاتی جامع ومانع برای متقاعدسازی ،وبالحاظ این چهارویژگی ،می توان ارایه نمود چنین است :

متقاعدسازی عبارت است از:تلاش عامدانه ای موفق درتاثیر گذاری برنگرش دیگری ازطریق ارتباط،درشرایطی که متقاعدشونده  میزانی ازآزادی را داراست .

     

اثربخشی رسانه ها

سوال کلی این است که محتوای فکری وتبلیغاتی که ازطریق رسانه همگانی

پخش می شوند تا چه اندازه باورکردنی وموثراست؟

درجواب این سوال می توان گفت که شواهید حاکی ازان است که این عملی کاملاً       موثراست اگر موثر ونتجه بخش نبودند   صاحبان شرکت های تولیدی واحزاب سیاسی دیوانه نبودند که صدها میلیون پول را صرف کارهای تبلیغی خودنمایند.                                               افزون  برآن ،مابه عنوان  والدین با العیان می بینیم که کودکان خورد سال چطور به وسیله ای پیام های بازرگانی اغوامی گردد، که کسل کننده ترین اسباب بازی های کودکان وبی ریخت ترین وسائل های تولید.شده راچنان هنرمندانه اراسته وترسیم می کنند که والدین تاب مقاومت دربرابرخواسته های کودکان راندارند وباید دربرابرانها تسلیم شوند.

ودریک کلام هدف از این تبلیغات بازرگانی این است که کودکان وادارشوند  تاازوالدین خود بخواهد که ان وسائل وسامان بازی که درتلوزیون معرفی شده است بخرند.

          جالب است به این آمار که درایالت متحده امریکا ازوالدین کودکان پش دبستانی

صورت گرفته است توجه فرمائید که آقای  الیوت ارونسون درکتابش ان رامنعکس

کرده اند:

          براساس پیمایش که ازما دران کودکان پیش دبستانی به عمل امده است ،بیش از90 درصد این کودکان می خواهند اسباب بازی هایاغذا هایی راکه درتلویزیون درباره انها تبلیغ کرده است برای شان بخرند.درواقع تقریباً دوسوم مادران گزارش دادند که صدای بچه خود راکه اکثراً سه ساله بودند،درحال خواندند ترانه های پیام بازرگانی که تلوزیون اموخته اند،شنیده اند.(6)

 

 

عموامل تاثرگذاربرمتقاعدسازی

 

دربرسی های بعمل  آمده توسط صاحب نظران وکارشناسان رسانه، اساساً

سه متغیررامی توان برشمرد که درمتقاعد سازی حائزاهمیت هستند.

·       1-   منبع ارتباط . یعنی ( پیام ازناحیه چه کسی ارائه شده است)

·       2-   ماهیت ارتباط. یعنی  ( پیام چگونه ارئه می شود )

·       3 -   ویژگهای مخاطبان.بعنی  ( پیام به چه کسی وکسانی ارئه می شود )

               

منبع ارتباط

 

منبع ارتباط یکی ازعوامل مهم وحساس درتاثیر گذاری ومتقاعد سازی است. از آنجا که همه مردم یک اندازه تحت تاثیر یک مبلغ  قرارنمی گیرند، زیراممکن است بعضی ازمخاطبان ،مبلغی راواجد اعتبارتلقی کندوتحت تاثیر گفته های اوقراربیگرند درحالیکه دیگران اوراچندان قابل قبول ندانند علاوه برآن  ممکن است برای عده ای ازشنوندگان وبیننده گان برخی ازخصوصیات ضاهری یک  مبلغ برجسته ترجلوه کند که این خصوصیات می تواند مبلغ خاصی راخیلی نافذ وموثر یاخیلی بی تاثیر جلوه دهد.

  یکی ازوژگهای مهم منبع ارتباط ان است از(( قابلیت قبول ))

(credibility) برخوردارباشد .صحنه زیرامجسم کنید:  زنک درخانه ای شما به صدا د رمی اید.وقتی دررا باز می کنید مردی میانسال را می بینید که یک کت چهارخانه وبد بٌرش به تن دارد یقه اش ساییده وفر سوده شده است.شلواراش چین چین شده که احتیاج به اطو دارد وموهایش ژولیده، ریش وسبیل اش مثلی نمط درهم طنیده شده وهنگام صحبت باشما،چشم هایش متوجه اطراف است .وی جبعه ای کوچک راکه روی ان شکافی وجود دارد دردست داراومی خواهد شمارا متقا عد سازد تابه یک موسسه ای خیریه که هرکزاسمش را نشینده اید مبلغی کمک کنید بااینکه مطلب اوخیلی مستدل هستنداحتمال انیکه موفق شود پولی راازشمابیگرد چقدراست؟

          حالا،اجازه دهید عقربه ساعت را چند دقیقه ای به عقب برگردانیم شما باصدای زنک، درخانه ای  خودرابازمی کنید ودرجلودرمرد میان سال را می بینید که لباس رسمی وفاخربادوخت زیبا واطویی خوب برتن دارد.مستقیماً درچشمان

شما می نگردوخود را معاون بانک ملی شهر معرفی می کند وازشما می خواهد که به یک موسسه خیریه (که هرکز اسمش رانشنیده اید) مبلغی کمک نمائید ودقیقاً

همان کلما تی رابه کارمی برد که ان دیگری که کت چهارخانه بد بٌرش به تن داشت ،بکاربرده بود.آ یا دراین شرایط،احتمال بیشتری می رود که مبلغی پول به اوکمک کنید؟(7)

        در مورد اول (مردژنده پوش ) احتمال اینکه ،باچنان ظاهرآشفته ونامرتب خودش بتواند مخاطب خودش راتحت تاثیرقرار بدهد واورامتقاعد سازد که او این مبلغ برای خودش برنمی دارد ودرصدد هستند وبااین پول که جمع اوری شده کارهای خیریه وعام المنفعه انجام دهد بسیارکم است.

         امادرمورد دوم (مرد آراسته شده وشِیک پوش ) باتوجه به این که اوخودش رامعاون بانک ملی شهر معرفی می کند، احتمال اینکه اواین پول رابرای خودش بردارد بسیاربعید به نظرمی رسد واین احتمال مبنای است برای متقاعد سازی مخاطب خود که اولا بادقت به حرف های اوگوش فرادهد وعلاوه برآن کلام اورا

حمل برصحت نموده وخودش راملزم دراعطای کمک های مالی درموسسه اونماید فاکتورشخصیتی  برمتقاعد سازی افراد، امری نیست که جدیداً عالمان روان شناس اجتماعی به ان رسید ه باشند واززیرآزمایش های آنان گذرکرده باشند.امری است        بسیارقدیمی ،300سال پیش ازمیلاد مسیح  ،فلیسوف یونان ارسطوی حکیم  نخستین روان شناس اجتماعی چنین نوشت : « ماگفتارنیک مردان راکامل تروآسان ترازدیگران باورمی کنیم این امر صرف نظرازاینکه مطلب چه باشد ،عموماًصحت دارد،وهرگاه اطمینان کامل،غیرممکن وعقاید مختلیف باشد ،این امرقطاً صادق است  000اینکه نویسندگان دررساله های خود درعلم معانی بیان ،چنین گفته اند که نیکویی شخص ازاو متجلی می شود کمکی به قدرت متقاعد سازی گویندگان نمی کند ،حقیقت ندارد؛ بلکه برعکس ،منش گوینده رامی توان موثرترین وسیله برانگیزنده ای نامید که دراختیاردارد »(8)

           اینکه ارسطو می گوید ((ماگفتارنیک مردان راکامل تروآسان ترازدیگران درک می کنیم ))اشاره به همین نکته است که انسان ها بشترتحت رفتارهاوگفتار های قرارمی گیرد که این گفتارورفتار ازانسان هایی که دارای خصلت های به ظاهر برجسته باشد سرزده شود .گرچند درواقع ونفس الامرواجد آن صفات وخصوصیات نباشند . بد نیست دراین جا همین فرضیه راکه توسط اقای الیوت ارونسون وهمکارشان به بوته ازمایش گذاشته شده است  اززبان خود اوذکرنمایم اومی کوید :

                «این پدیده درآزمایشی که توسط من وبا همکاری برتون گولدن انجام

گرفت ،به خوبی نشان داده شد .دراین آزمایش ،دانش آموزان سال ششم به استماع یک سخنرانی درستایش فاید ه واهمیت ریاضیات پرداختند .سخنران یا به عنوان یک مهندس ازدانشگاه معتبرکه برنده جایزه ای بود ،معرفی شد ،یا بعنوان مردی که برای امرارمعاش ظرفشویی می کند .همان طورکه انتظارمی رفت،مهندس خیلی بشترازظرفشو ،عقاید دانش آموزان رادرمورد ریاضیا ت  تحت تاثیرقرارداد.علاوه برآن ،نژاد سخنرانراتغییر دادیم؛بدین معنا که ،دربعضی ازسخنرانی ها،سخنران  سفید پوست، ودربرخی دیگر سیا هپوست بود .چند هفته پیش ازانجام دادن آزمایش  ،کودکان پرسشنامه ای پرکردند که برای اندازه گیری درجه پیشداوری انهاعلیه سیاهپوستان طرح ریزی شد ه بود. نتایج حیرت ربود: بااینکه هردونفرسخنرانی یکسانی ایرادکردند ،درمیان کودکانی که بشترازهمه علیه

سیا هپوستان پیشداوری داشتند ،مهندس سیا هپوست کمترازمهندس سفیدپوست تاثیرگذاشته بود. افزون برآن ،درمیانی کودکانی که کمترازهمه علیه سیاهپوستان پیشداوری داشتند ،مهندس سیاهپوست تاثیربیشتری ازمهندس سفید پوست داشت .این امرغیری منطقی است که یک ویژگی ظاهری ازقبیل رنگ پوست ،دراعتباری گوینده برای شنونده گان تاثیربگذارد.

               می توانیم استدلال کنیم که دردنیای کاملامنطقی ،یک مهندس متشخص ،صرف نظرازرنگ پوستش ،باید بتواند دانش آموزان سال ششم رادرمورداهمیت ریاضیات تحت تاثیرقراربدهد . اماظاهرا این دنیاکاملا منطقی نیست .شنونده بسته به نگرش خود نسبت به سیاهپوستان بیشتریا کمترتحت تاثیریک سخنران سیاهپوست قرارگرفت تاسخنران سفیدپوست که ازجهات دیگر،مشابه اوبود.»(9)

  

                  مآخذ:

1- حمیدمولانا، گذرازنوگرایی ،ترجمه یونس شکرخواه ،تهران ،مرکزمطالعات رسانه ،چاپ اول،1371

 

2- الیوت ،ارونسون ،روان شناسی اجتماعی،ص86،نشررشد،چاپ سوم ،1386

3-هیأ ت مولفان ،مسؤلیت مدنی رسانه های همگانی،تهران ،معاونت پژوهش،تدوین وتنقیح        قوانین ومقررات،چاپ اول،1381،

4-محمد،دادگران ،افکارعمومی ومعیارهای سنجش آن ،ص45،  تهران ،مروارید،چاپ چهارم ،1385،

5- همان مدرک ،ص45،

6- الیوت،ارونسون ، روان شناسی اجتماعی ،ص93،ترجمه آقای شکر کن ،نشررشد،چاپ سوم ،1386،

7-همان مدرک ،ص100، باکمی تصرف درمتن آن .

8-همان مدرک،ص101،

9-همان مدرک،ص103،

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(                                                                                                                  )

1.     


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ : توسط : پرشین بلاگ
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com